و نيز نمىگويد : « آتانى اللَّه » ، خدا آن را به من داده ، بلكه با صيغه مجهول تعبير مىكند و مىگويد « اوتيته » تا به كلى دهنده را مسكوت بگذارد . و اين دو تعبير ، يعنى تعبير « نعمة منا » و تعبير « اوتيته » از تعبيرهاى لطيف قرآنى است . البته مفسرين ديگر براى مذكر آمدن ضمير در « اوتيته » وجوه ديگرى ذكر كردهاند كه هيچ يك موجه نيست و اگر خواننده بخواهد به آنها اطلاع يابد ، بايد به تفاسير مفصل مراجعه كند .
و سازگار با سياق آيه آن است كه معناى « على علم » ، « على علم منى » باشد ، يعنى من اين مال را با علم و هنر و خبرگى خودم به دست آوردهام و راه جمع كردن ثروت را مىدانستم .
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد اين است كه من اين مال را با علمى از خدا به دست آوردم ، چون خدا در من خيرى سراغ داشت . و خلاصه چون مىدانست من آدم خوبى هستم ، و مستحق آنم كه نعمتم بدهد ، لذا آن را به من ارزانى داشت .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : « مراد اين است كه من اين مال را كه به دست آوردم ، مىدانستم كه خدا از من راضى است » . ولى خواننده عزيز خود متوجه است به اينكه بيانى كه ما در معناى جمله * ( « ثُمَّ إِذا خَوَّلْناه نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتِيتُه » ) * آورديم با هيچ يك از اين اقوال نمىسازد .
* ( « بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ » ) * - يعنى بلكه آن نعمتى كه ما به وى داديم فتنه و آزمايشى بود كه خواستيم او را به وسيله آن نعمت بيازماييم ، اما بيشترشان متوجه اين معنا نيستند .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : « معناى آن اين است كه بلكه نعمت مزبور عذابى است براى آنان » .
و بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : « بلكه اين سخنى كه مىگويند ، فتنه اى است براى آنان كه به خاطر همان عقاب خواهند شد » . ولى اين دو وجه و مخصوصا وجه دومى بعيد است .
* ( « قَدْ قالَهَا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا » ) * .
ضمير در * ( « قَدْ قالَهَا » ) * به سخن قبلى ناسپاسان برمىگردد و به اين اعتبار آن را مؤنث آورده كه مقاله و يا كلمه اى به شمار مىرود .
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 502 .