حكم كند و حكمش هم نافذ است .
* ( « وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَه مَعَه لَافْتَدَوْا بِه مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ . . . » ) *
مراد از * ( « لِلَّذِينَ ظَلَمُوا » ) * كسانى است كه در دنيا ظلم كردند ، بنا بر اين فعل « ظلموا » در اينجا مفاد وصف را افاده مىكند و مراد منكرين معادند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده :
« أَنْ لَعْنَةُ اللَّه عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَيَبْغُونَها عِوَجاً وَهُمْ بِالآخِرَةِ كافِرُونَ » « 1 » .
و معناى آيه اين است كه : اگر ظالمين كه منكر معادند دو برابر آنچه در زمين از اموال و ذخائر و گنجينه ها است ، مىداشتند ، همانا همه آن را مىدهند تا از سوء عذاب برهند .
* ( « وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللَّه ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » ) * - كلمه « بدا » فعل ماضى از مصدر « بداء » و « به دو » است كه به معناى ظهور است . و كلمه « يحتسبون » از مصدر « حساب » و « حسبان » است كه به معناى شمردن است . و « احتساب » به اين معنا است كه انسان بنا بگذارد چيزى را مورد اعتنا قرار داده ، آن را چيزى بشمارد و بپندارد ، و بسيار مىشود كه « حسبان » و « احتساب » به معناى ظن و پندار استعمال مىشود ، هم چنان كه بعضى « 2 » گفتهاند در جمله * ( « ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » ) * به همين معنا استعمال شده است ، يعنى در قيامت چيزهايى برايشان هويدا مىشود كه خيالش را هم نمىكردند .
ليكن راغب ميان « حسبان » و « ظن » فرق گذاشته ، چون مىگويد : « حسبان » اين است كه به يكى از دو نقيض مثلا آمدن و نيامدن مسافر حكم كند و در ذهن ترجيح دهد كه او مىآيد بدون اينكه اصلا به احتمال نيامدن توجهى داشته باشد ، ولى نسبت به آمدن او در معرض آن باشد كه دچار شك شود ، « ظن » هم قريب به همين معنا است . و ليكن با اين تفاوت كه صاحب « ظن » ، هم احتمال آمدن وى را مىدهد و هم احتمال نيامدن ، ولى احتمال آمدن در نظرش قوىتر است « 3 » .
و مقتضاى سياق آيه اين است كه : مراد اين باشد كه اعلام بدارد : مشركين به زودى در روز قيامت به امورى برخواهند خورد كه وضع آن امور ما فوق تصورشان و بزرگتر و
هامش
( 1 ) به درستى كه لعنت خدا شامل ستمگران است ، همانهايى كه از راه خدا جلوگيرى مىكنند و آن را كج و معوج مىخواهند و به آخرت كفر مىورزند . سوره اعراف ، آيه 44 - 45 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 502 .
( 3 ) مفردات راغب ، ماده « حسب » .