تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
و « باء » در كلمه « بالحق » براى ملابست است ، كه معنايش چنين مىشود : ما قرآن را به سوى تو نازل كرديم در حالى كه متلبس به جامه حق بود ، پس در هر جاى از آن كه امر به عبادت و پرستش خداى يگانه شده است ، حق است . و چون حرف « باء » اين معنا را به آيه مىدهد جمله « * ( فَاعْبُدِ اللَّه مُخْلِصاً لَه الدِّينَ ) * » را با حرف « فاء » متفرع بر آن كرد . و فهمانيده حالا كه معلوم شد قرآن متلبس به لباس حق نازل شده ، پس خداى يگانه را عبادت كن ، در حالى كه دين را براى او خالص كرده باشى ، براى اينكه در اين قرآن مكرر آمده كه بايد خداى يگانه را بپرستى . و مراد از كلمه « دين » - به طورى كه از سياق برمىآيد - عبادت است . و ممكن هم هست سنت حيات از آن اراده شود ، يعنى طريقه اى كه در زندگى اجتماعى انسانى پيموده مىشود . و مراد از « عبادت » همان اعمالى است كه خضوع قلبى و پرستش درونى را مجسم و ملموس مىكند ، و آن عبارت از همان طريقه اى است كه خود خداى سبحان آن را تشريع كرده و معناى آيه اين است كه : حال كه قرآن به حق نازل شده پس عبوديت قلبى خود را براى خدا در تمامى شؤون زندگيت با پيروى كردن از آنچه براى تو تشريع كرده اظهار كن در حالى كه دين خود را براى او خالص سازى ، و غير از آنچه خدا براى تو تشريع كرده پيروى مكن . * ( « أَلا لِلَّه الدِّينُ الْخالِصُ » ) * در اين جمله آنچه را در كلمه « بالحق » سر بسته فرموده بود ، علنى و روشن بيان مىكند ، و آنچه را در جمله * ( « فَاعْبُدِ اللَّه مُخْلِصاً لَه الدِّينَ » ) * به طور خاص بيان كرده بود تعميم مىدهد ، مىفرمايد : « آنچه به تو وحى كرديم كه دين را براى خدا خالص كنى ، مخصوص به شخص تو نيست ، بلكه اين وظيفه اى است بر هر كس كه اين ندا را بشنود » و به خاطر اينكه جمله مورد بحث ندايى مستقل بود ، لذا اسم جلاله « اللَّه » را به كار برد ، و با آوردن ضمير نفرمود : « الا له الدين الخالص » با اينكه مقتضاى ظاهر كلام همين بود كه ضمير بياورد . و معناى خالص بودن دين براى خدا اين است كه : خدا عبادت آن كسى را كه فقط براى او عبادت نمىكند نمىپذيرد ، حال چه اينكه هم خدا را بپرستد و هم غير خدا را و چه اينكه اصلا غير خدا را بپرستد .
* ( « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّه زُلْفى . . . » ) * در سابق گفتيم كه مسلك وثنيت معتقد است كه خداى سبحان بزرگتر از آن است كه ادراك انسانها محيط بر او شود ، نه عقلش مىتواند او را درك كند و نه وهم و حسش . پس او منزه از آن است كه ما ، روى عبادت را متوجه او كنيم .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 355 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى