هم از طريق برهان عقلى ، و هم از راه مقايسه بين مؤمنين و مشركين ، آن را اثبات مىكند . و مقايسه مزبور مقايسه اى لطيف است . چند نوبت مؤمنين را به بهترين اوصاف ستوده ، و به پاداشهايى كه به زودى در آخرت دارند بشارت مىدهد . و هر جا سخن از مشركين به ميان آورده - علاوه بر و بال اعمالشان ، كه در دنيا گريبانشان را مىگيرد ، وبالى نظير آن وبالها كه به ساير امتهاى گذشته به كيفر تكذيب آيات خدا رسيد ، و آن عبارت بود از خوارى در دنيا كه البته عذاب آخرت قابل مقايسه با آن نيست - ايشان را به خسران و عذاب آخرت بشارت مىدهد .
و به همين منظور در اين سوره - و مخصوصا در آخرش - روز قيامت را به روشنترين اوصافش وصف كرده ، و در همين جا سوره را خاتمه داده است .
و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده ، و چنين به نظر مىرسد كه يك دفعه نازل شده باشد ، چون آيات آن بسيار به هم مربوط و متصل است .
و اين ده آيه كه ما از اول آن آورديم ، هم از طريق وحى دعوت مىكند . و هم از طريق حجتهاى عقلى ، و نخست روى سخن را متوجه رسول خدا ( ص ) مىكند .
* ( « تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّه الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ » ) * كلمه * ( « تَنْزِيلُ الْكِتابِ » ) * خبر است براى مبتدايى كه حذف شده . و كلمه « تنزيل » مصدر به معناى مفعول است ، در نتيجه اضافه اين مصدر به كلمه « كتاب » اضافه صفت به موصوف خودش است . و كلمه « من اللَّه » متعلق به تنزيل است . در نتيجه معناى آيه چنين مىشود : اين كتابى است نازل شده از طرف خداى عزيز حكيم .
ولى بعضى از مفسرين « 1 » كلمه * ( « تَنْزِيلُ الْكِتابِ » ) * را مبتدا و كلمه « من اللَّه » را خبر آن گرفتهاند . و بعيد نيست وجه اول به ذهن نزديكتر باشد .
* ( « إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّه مُخْلِصاً لَه الدِّينَ » ) * در اين آيه بر خلاف آيه قبلى تعبير به انزال كرده ، نه تنزيل ، براى اينكه در اين آيه منظور بيان اين نكته است كه بفهماند قرآن كريم به حق نازل شده ، و در چنين مقامى مناسب آن است كه تعبير به انزال كند كه به معناى نازل شدن مجموع قرآن است ، بخلاف مقام در آيه قبلى كه چون چنين مقامى نبود ، تعبير به تنزيل كرد كه به معناى نازل شدن تدريجى است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 233 .