تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
خواسته اش اختلاف دارد ، و عين خواسته اش اجابت نشده . پس ناگزير معلوم مىشود آن روز يعنى روز وقت معلوم آخرين روزى است كه بشر به تسويلات ابليس نافرمانى خدا مىكند و آن قبل از روز قيامت و بعث است . و ظاهرا مراد از روز ، روز معمولى نيست ، بلكه مراد ظرف است ، و در نتيجه اضافه شدن كلمه « يوم » به كلمه « وقت » اضافه تاكيدى است ، چون گفتيم كه خود « يوم » هم به معناى وقت و ظرف است . * ( « قالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » ) * حرف « باء » در « بعزتك » براى سوگند است ابليس به عزت خدا سوگند ياد مىكند كه به طور حتم تمامى ابناى بشر را اغوا مىكند ، آن گاه مخلصين را استثنا مىنمايد . و « مخلصين » عبارتند از كسانى كه خداى تعالى آنان را براى خود خالص كرده و ديگر هيچ كس در آنان نصيبى ندارد ، در نتيجه ابليس هم در آنان نصيبى ندارد . * ( « قالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ » ) * اين آيه پاسخى است از خداى سبحان به ابليس كه مشتمل است بر قضايى كه خدا عليه ابليس و پيروانش رانده كه به زودى همه را داخل آتش خواهد كرد . پس كلمه « فالحق » مبتدايى است كه خبرش حذف شده ، و يا خبرى است كه مبتدايش حذف شده است . و كلمه « فاء » كه در اول آن است براى ترتيب و قرار دادن جمله ما بعد است بعد از جمله ما قبل . و مراد از « حق » چيزى است كه مقابل باطل است ، به شهادت اينكه دوباره اين كلمه را اعاده مىكند ، و با الف و لام هم اعاده مىكند ، و چون به طور قطع مىدانيم منظور از حق دومى چيزى است كه مقابل باطل است ، پس مراد از اولى هم همان خواهد بود . و تقدير آيه چنين است : « فالحق اقسم به لأملأن جهنم منك . . . » ، اين در صورتى است كه خبر حق را محذوف بدانيم ، و اگر خود آن را خبر و مبتدايش را محذوف بدانيم ، تقديرش چنين مىشود : « فقولى حق . . . » . و جمله « و الحق اقول » جمله اى است معترضه كه در وسط كلام اضافه شده تا بفهماند كه اين قضاء حتمى است و نيز پندار ابليس را رد كند كه پنداشته بود « * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه ) * - من از او بهترم » چون از اين گفتار برمىآيد كه او امر خدا را كه فرموده بود « براى آدم سجده كن » غير حق مىدانسته . و از اين كه در اين جمله معترضه « حق » را مقدم بر « اقول » آورده و نيز كلمه « حق » را با الف و لام آورده ، حصر فهميده مىشود ، و معنايش اين است كه : من به غير حق چيزى نمىگويم . و جمله * ( « لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ » ) * متن آن قضايى است كه