و در الدر المنثور هم حديث مجمع البيان را به طرق بسيارى از عده اى از صحابه از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه البته در مضامين آنها اختلاف مختصرى هست « 1 » .
بهر حال سياق آيه با مضمون هيچ يك از اين روايات تطبيق نمىكند ، و هيچ دليلى نداريم كه دلالت كند بر اينكه اين روايات تفسير آيه هستند و ممكن است مخاصمه مزبور در اين روايات غير از مخاصمه اى باشد كه آيه شريفه از آن خبر مىدهد .
و در نهج البلاغه آمده كه امام امير المؤمنين فرمود : حمد آن خدايى را سزد كه عزت و كبرياء جامه اوست ، و آن دو را به شخص خود اختصاص داد ، و نه به مخلوقاتش و نيز آن دو را قرقگاه خويش كرد و بر غير از خودش حرام كرد . و آن دو را از بين ساير اوصاف براى جلال خود انتخاب نمود و لعنت را براى هر كسى كه بخواهد خود را در آن دو شريك خدا كند قرار داد .
آن گاه با همين عزت و كبرياى خود ملائكه مقرب خود را بيازمود تا مشخص كند كدام يك متواضع و كدام يك مستكبرند ؟ لذا با اينكه او عالم بسويداى دلها و نهانهاى غيبهاست ، مع ذلك فرمود : من بشرى از گل خواهم آفريد پس همين كه خلقتش را به كمال و تمام رساندم و از روح خود در او دميدم ، همه برايش به سجده بيفتيد ، پس ملائكه همه و همه به سجده افتادند ، مگر ابليس كه غيرتش مانع شد و به خلقت خود كه از آتش بود بر او افتخار نمود ، و به اصل و ريشه اش بر او تعصب كرد .
حال ببينيد كه خداى متعال اين دشمن خود را كه پيشواى متعصبين و سلف مستكبرين است ، و همين ابليس را كه اساس عصبيت را پى ريزى كرد ، و با خدا در رداى جبروتيش هماوردى نمود ، و در لباس تعززش هماهنگى كرده ، زى تذلل و جامه عبوديت را كنار گذاشت ، چگونه به جرم تكبرش خوار و كوچك كرد ، و به جرم بلندپروازىاش بىمقدار ساخت ، او را در دنيا طرد كرد و در آخرت هم آتش افروخته نصيبش ساخت . . . « 2 » .
و در كتاب عيون به سند خود از محمد بن عبيده روايت آورده كه گفت : از حضرت رضا ( ع ) معناى آيه * ( « ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ » ) * را كه خطاب به ابليس است پرسيدم . فرمود : منظور از كلمه « يدى » قدرت و قوت است « 3 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 320 .
( 2 ) نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ، ص 776 ، خ 234 .
( 3 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 120 ، ح 13 .