بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : مراد از دو دست نعمتهاى دنيا و آخرت است ممكن هم هست بگوييم منظور از آن يكى مبدأ پيدايش بدن و يكى ديگر مبدأ پيدايش روح است ، و يا يكى صورت آدمى ، و ديگر معناى اوست ، و يا يكى صفات جلال خدا ، و ديگرى صفات جمال اوست . و ليكن همه اينها معانى هستند كه از ناحيه لفظ آيه هيچ دلالتى بر هيچ يك از آنها نيست .
و جمله * ( « أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ » ) * استفهامى است توبيخى ، معنايش اين است كه : آيا سجده نكردنت از اين بابت است كه عارت مىشد ، و خود را از اين كار بزرگتر مىدانستى ؟ و يا اينكه به راستى شان تو اجل از اين عمل بود . و تو از كسانى بودى كه قدر و منزلتشان بالاتر از آن است كه مامور به سجده بر آدم شوند ؟ و از همين جا بعضى « 2 » از مفسرين استفاده كردهاند كه : معلوم مىشود خداى تعالى مخلوقاتى عالى دارد كه مقامشان اجل از آن است كه براى آدم سجده كنند ، بندگانى هستند مستغرق در توجه به سوى پروردگارشان ، و هيچ چيزى را به جز او درك نمىكنند .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : مراد از « علو » هم همان استكبار است ، هم چنان كه در آيه « وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الأَرْضِ » « 4 » به همين معنا است و اگر بگويى معنا ندارد كه بگوييم « آيا تو استكبار كردى و يا از مستكبرين بودى » . مىگوييم : هيچ عيبى ندارد ، چون اولى راجع به زمان سجده است ، و دومى راجع به ما قبل آن ، و معنايش اين است كه : « آيا از اينكه امر به سجده ات كرديم دچار استكبار شدى ، و يا آنكه از قبل مستكبر بودى ؟ » .
ليكن اين وجه صحيح نيست ، چون با مقتضاى مقام نمىسازد ، مقتضاى مقام اين است كه ابليس را داراى استكبار معرفى كند ، نه اينكه زمان استكبار او را معين كند كه قديمى است و يا تازه .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : مراد از كلمه « عالين » ملائكه آسمان است ، چون آن ملائكه كه مامور به سجده براى آدم شدند ، ملائكه زمين بودند . اين هم صحيح نيست ، براى اينكه آيه عموميت دارد .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 225 .
( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 226 و 227 .
( 4 ) بدرستى فرعون در زمين استكبار و بلندپروازى كرد . سوره يونس ، آيه 83 .
( 5 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 227 .