تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
ندارد ، و به جز خدا هم كسى عزيز نيست ، چون هر عزيزى عزتش از اوست . اين آن حجتى است كه از كلمه « عزيز » براى يگانگى خدا در « الوهيت » استفاده كنيم . و اما استفاده آن از كلمه « غفار » بيانش اين است كه : « عبادت » عبارت از عملى است كه عبوديت و تقرب به معبود را مجسم نموده و دورى بنده را از مالك بر طرف كند و اين همان مغفرت گناه است ، و چون يگانه كسى كه مستقل به رحمت رساندن بر خلق است ، و هر چه رحمت مىرساند خزينه هايش تهى نمىگردد خداست ، و او كسى است كه بندگان عابد خود را در آخرت به دار كرامت خود مىبرد ، پس يگانه غفار هم كه به طمع آمرزش سزاوار عبادت است ، او است . ممكن هم هست دو كلمه « عزيز » و « غفار » اشاره باشد به علت دعوت به توحيد ، و يا وجوب ايمان به آن دعوت ، وجوبى كه بر حسب مقام از جمله * ( « وَما مِنْ إِله إِلَّا اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ » ) * استفاده مىشود ، و معناى اين باشد كه : من شما را به سوى توحيد خدا دعوت مىكنم ، به دعوتم ايمان بياوريد ، براى اينكه خدا عزيزى است كه عزتش آميخته با ذلت نيست ، و نيز براى اينكه او « غفار » است ، و معبود هم بايد همان كسى باشد كه غفار است . * ( « قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْه مُعْرِضُونَ » ) * مرجع ضمير « هو » همان داستان وحدانيت خداست كه جمله * ( « وَما مِنْ إِله إِلَّا اللَّه . . . » ) * بيانش مىكرد . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : « مرجع آن قرآن كريم است ، مىفرمايد : قرآن نبا عظيم است ، كه مردم از آن اعراض مىكنند » . و اين وجه با سياق آيات سابق هم سازگارتر است ، چون سياق همه آنها با قرآن ارتباط داشت . و نيز با آيه بعدى هم كه مىفرمايد : * ( « ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ » ) * ، سازگارتر است . و معناى آيه مورد بحث و آيه بعدى ، اين مىشود كه : من از پيش خود هيچ علمى به ملأ اعلى و تخاصم آنان نداشتم ، تا آنكه قرآن اين نبا عظيم مرا خبردار كرد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مرجع « هو » قيامت است . ولى اين وجه از همه بعيدتر است . * ( « ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ » ) * منظور از « ملأ اعلى » جماعتى از ملائكه است ، و گويا مراد از مخاصمه آنان همان مطلبى باشد كه آيه « إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً » - تا آخر آيات - آن را
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 484 .