تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است خدايى كه عزيز و غفار است ( 66 ) . بگو مساله توحيد خبرى است عظيم ( 67 ) . كه شما از آن روى برمىگردانيد ( 68 ) . من هرگز علمى به گروه فرشتگان در آن روز كه راجع به خلقت بشر مخاصمه مىكردند ندارم ( 69 ) . چون من از ناحيه خود هيچ علمى ندارم تنها آگهىهاى من به وسيله وحى است و وحى هم تنها در چار ديوارى مسايل مربوط به انذار است ( 70 ) . به ياد آور آن زمان را كه پروردگارت به ملائكه گفت من بشرى از گل خواهم آفريد ( 71 ) . متوجه باشيد كه چون از اسكلتش بپرداختم و از روح خود در او بدميدم همگى برايش به سجده بيفتيد ( 72 ) . پس ملائكه همه و همه سجده كردند ( 73 ) . مگر ابليس كه تكبر كرد چون از پيش كافر بود ( 74 ) . خداى تعالى فرمود : اى ابليس چه بازت داشت از اينكه براى كسى سجده كنى كه من خود او را به دست خود آفريدم آيا تكبر كردى و يا واقعا بلند مرتبه بودى ؟ ( 75 ) . گفت : آخر من از او بهترم چون تو مرا از آتش و او را از گل آفريدى ( 76 ) . گفت : پس بيرون شو از بهشت چون كه تو رانده شده اى ( 77 ) . و بدان كه لعنت من تا قيامت شامل حال تو است ( 78 ) . گفت : پروردگارا حال كه چنين است پس تا قيامت كه همه مبعوث مىشوند مرا زنده بدار ( 79 ) . گفت : باشد تو از زندگانى ( 80 ) . تا روزى كه آن وقت معلوم مىرسد ( 81 ) . گفت پس به عزتت سوگند كه همه و همه شان را گمراه خواهم كرد ( 82 ) . مگر بندگان مخلصت از ايشان را ( 83 ) . گفت پس حق اين است و من حق مىگويم ( 84 ) . كه جهنم را از تو و از هر كه پيرويت كند از همه پر مىكنيم ( 85 ) . بگو من از شما در مقابل رسالتم اجرى نمىخواهم و من از آنها نيستم كه چيزى را كه ندارند به خود مىبندند ( 86 ) . اين قرآن به جز تذكر براى عالميان نيست ( 87 ) . و به زودى خبرش را بعد از زمانى خواهى دانست ( 88 ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 337 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى