همه نعمت و افاضه خداى سبحان است . پس خدا قاهر بر هر چيز است بر طبق اراده خويش .
و هر چيزى مطيع است در آنچه خداوند اراده كند و خاضع است در برابر آنچه او بخواهد .
و اين خضوع ذاتى كه در هر موجود است همان حقيقت عبادت است . پس اگر جايز باشد براى چيزى در عالم هستى عملى به عنوان عبادت انجام داد ، عملى كه عبوديت و خضوع آدمى را مجسم سازد ، همان عمل عبادت خداى سبحان است ، چون هر چيز ديگرى به غير از او فرض شود ، مقهور و خاضع براى اوست ، و از خود ، مالك هيچ چيز نيست ، نه مالك خويش است و نه مالك چيزى ديگر . و در هستى خودش و غير از خودش ، و نيز در آثار هستى استقلال ندارد ، پس نتيجه مىگيريم كه تنها خداى سبحان معبود به حق است ، و نه ديگرى .
و جمله * ( « رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا » ) * حجت ديگرى را بر وحدانيت خدا در « الوهيت » افاده مىكند ، به اين بيان كه نظام تدبيرى كه در سراسر جهان جريان دارد نظامى است واحد و متصل ، نظامى كه هيچ ناحيه اش از ناحيه ديگر جدا نيست ، و ممكن نيست ، مثلا ، نظام در آسمانهايش را از نظام در زمين جدا كرد . قبلا هم مكرر گفته بوديم كه خلقت و تدبير از يكديگر جدا نيستند ، بلكه تدبير عبارت از آن است كه موجودات را رديف و پشت سر هم ، و هر يك را در جايى كه بايد باشد خلق كند ، پس تدبير به يك معنا همان خلقت است ، هم چنان كه خلقت به معنايى ديگر همان تدبير است .
و چون مشركين هم اعتراف دارند بر اينكه پديد آورنده و خالق آسمانها و زمين كسى جز خداى سبحان نيست ، پس تنها او رب و مدبر عالم است ، و در نتيجه او إله و معبودى است كه بايد مورد عبادت قرار گيرد - چون عبادت عملى است كه عبوديت و مملوكيت عابد را در برابر معبود و مالك خود مجسم مىسازد ، و نيز تصرف مالك ، و افاضه نعمت به مملوك ، و دفع نقمت از او را ممثل مىكند - پس خداى سبحان تنها إله در آسمانها و زمين و ما بين آن دو است و إله ديگرى جز او نيست - دقت فرماييد و ممكن هم هست بگوييم : جمله * ( « رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا » ) * بيان است براى كلمه « القهار » و يا براى دو كلمه * ( « الْواحِدُ الْقَهَّارُ » ) * .
و دو كلمه * ( « الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ » ) * نيز حجتى ديگر بر يگانگى خدا در « الوهيت » را افاده مىكند . به اين بيان كه : خداى تعالى « عزيز » است ، يعنى هيچ چيز بر او غالب نمىآيد تا او را بر خلاف خواسته و اراده اش مجبور كند ، و يا از آنچه كه خواسته و اراده كرده جلوگير شود .
پس او عزيز على الاطلاق است ، و هر عزيزى ديگر در برابر او ذليل و مطيع و فرمانبر است .
عبادت هم كه گفتيم چيزى جز اظهار ذلت نيست ، و اين اظهار ذلت جز در برابر عزيز معنا
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣٩