تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
و جمله * ( « قالُوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوه لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ » ) * ، حكايت جوابى است كه تابعان به متبوعان داده ، مىگويند : بلكه « لا مرحبا » به خود شما كه اين آتش را شما به جان ما افكنديد ، و ما را به اين قرارگاه كه بدترين قرارگاهست مبتلا ساختيد . * ( « قالُوا رَبَّنا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَزِدْه عَذاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ » ) * خداى سبحان در اينجا ديگر نقل نمىكند كه پيشوايان در جواب پيروان كه گناه را به گردن ايشان انداختند چه گفتند ، ولى در سوره صافات كه باز تخاصم آنان را حكايت كرده ، نقل مىكند كه گفته‌اند : « بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ وَما كانَ لَنا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طاغِينَ » « 1 » پس آيه مورد بحث كه از قول پيروان نقل مىكند كه گفتند : « پروردگارا هر كس كه اين سرنوشت را براى ما درست كرد ، به دو برابر عذاب در آتش مبتلا كن » در حقيقت سخنى است كه پيروان بعد از ختم تخاصم گفته‌اند . و جمله « من قدم » جمله شرطيه ، و جمله * ( « فَزِدْه عَذاباً » ) * جزاى آن است . و كلمه « ضعف » به معناى مثل است . و « عذاب ضعف » به معناى عذاب داراى ضعف و مثل است ، و خلاصه عذاب دو برابر است . * ( « وَقالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الأَشْرارِ » ) * گويندگان اين سخن - به طورى كه از سياق برمىآيد - عموم اهل دوزخاند ، و مرادشان از رجالى كه دوزخيان آنان را از اشرار مىپنداشتند ، مؤمنين است كه در آن هنگام كه در بهشت هستند و دوزخيان دنبال آنان مىگردند ، و پيدايشان نمىكنند ، به يكديگر مىگويند : چه مىشود ما را كه آن مردانى را كه از اشرار مىدانستيم نمىبينيم و پيدا نمىكنيم ؟ * ( « أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصارُ » ) * يعنى : آيا ما ايشان را در دنيا به مسخره گرفته بوديم ، و به خطا رفتيم ، در حالى كه آنان اهل نجات بودند ؟ و يا آنكه چشم ما در دوزخ به ايشان نمىافتد ؟ * ( « إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ » ) * كلمه « ذلك » اشاره است به همان تخاصمى كه در بالا از ايشان حكايت فرمود . و بيان مىكند كه اين تخاصم اهل دوزخ امرى است ثابت و واقع شدنى كه هيچ ترديدى در وقوعش نيست ، چون در حقيقت تخاصم آن روزشان كشف و ظهور ملكاتى است كه دلهايشان در دنيا ، در اثر ممارست در تنازع و تشاجر كسب كرده است ،
هامش
( 1 ) يعنى پيشوايان ضلالت در پاسخ پيروان كه گناه را به گردن آنان انداختند گفتند : شما خودتان به خدا ايمان نياورديد و ما بر شما تسلط نداشتيم بلكه خودتان مردمى طاغى بوديد . سوره صافات ، آيه 29 و 30 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 335 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى