معنايش نظير معناى اين عبارت است كه : بگوييم « وطات له توطئة » « 1 » . و آيه شريفه با آيه بعدش تفسير سرانجام طاغيان است .
* ( « هذا فَلْيَذُوقُوه حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ » ) * كلمه « حميم » به معناى حرارت بسيار زياد است . و كلمه « غساق » - به طورى كه در مجمع البيان آمده - به معناى چركى است كه تعفن بسيار داشته باشد . البته به معناى ديگرى هم تفسير شده است « 2 » و دو كلمه * ( « حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ » ) * بيان مىكنند كلمه « هذا » را . و جمله « فليذوقوه » مىفهماند كه خود طاغيان نمىخواهند از « حميم » و « غساق » بخورند ، ولى مجبورشان مىكنند به خوردن ، چون قاعده آن است كه مىفرمود : « هذا حميم و غساق فليذوقوه - اين حميم و غساق است كه بايد بخورندش » ولى جمله « فليذوقوه » را جلوتر آورد و به حميم و غساق اشاره كرد تا در هنگام فرمان نام آنها را نبرده باشد . * ( « وَآخَرُ مِنْ شَكْلِه أَزْواجٌ » ) * شكل هر چيزى عبارت است از چيزى كه مشابه آن ، و از جنس آن باشد . و كلمه « ازواج » به معناى انواع و اقسام است . و معناى جمله اين است كه : اين نوع ديگرى از جنس حميم و غساق است كه انواع مختلفى دارد و بايد آن را بچشند .
* ( « هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ ) * . . . * ( فِي النَّارِ » ) * اين سه آيه - به طورى كه از سياق برمىآيد - تخاصم تابعان و متبوعان دوزخى را كه از طاغيان بودند حكايت مىكند .
پس جمله * ( « هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ » ) * خطابى است از ناحيه خداى تعالى به متبوعين ، و كلمه « هذا » اشاره به فوجى از تابعين است كه دنبال متبوعين به دوزخ مىروند ، و كلمه « مقتحم » اسم فاعل از « اقتحام » است كه به معناى داخل شدن به سختى و دشوارى است .
و جمله * ( « لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ » ) * پاسخى است كه متبوعين به گوينده جمله « * ( هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ ) * » مىدهند . و كلمه « مرحبا » تحيتى است كه به شخص وارد مىدهند ، و در حقيقت « رحب » ( وسعت ) خانه را تقديم آن شخص مىكنند ، پس اين كه پيشوايان و متبوعين ضلالت در باره تابعين خود مىگويند * ( « لا مَرْحَباً بِهِمْ » ) * . معنايش اين است كه : وسعت و گشايشى براى آنان مباد . و اينكه باز در باره آنان مىگويند : * ( « إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ » ) * معنايش اين است كه : ايشان در آتش داخل خواهند شد ، و حرارت آن را خواهند چشيد ، و يا تابع آتش خواهند شد . و اين جمله در حقيقت جمله * ( « لا مَرْحَباً بِهِمْ » ) * را تعليل مىكند .
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 482 .