خاطرات و ذكر خيرى است كه تا دنيا برقرار است از ايشان مىماند ، هم چنان كه ثواب آخرت هم برايشان آماده است ، تا بازگشتگاه نيكى برايشان باشد .
و بنا بر اين تفسير ، مراد از « متقين » يا فقط همان انبياى نامبرده شده هستند و يا عموم اهل تقوى خواهد بود كه انبياء هم داخل آنان هستند . و در نتيجه زمينه گفتار همان متقين هستند ، و اگر در پنج آيه بعد سخنى از طاغيان به ميان آورده ، از باب استطراد مىباشد .
ولى به نظر ما اين طور نيست ، چون از ظاهر آيه برمىآيد كه كلمه « هذا » اشاره به قرآن باشد . مىفرمايد : قرآن ذكر است ، يعنى كتابى است مشتمل بر ذكر ، و در نتيجه از اين آيه به بعد ، اجمال در آيه اول سوره كه مىفرمود : « وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ » به تفصيل بيان مىشود ، و در اين آيات خداى سبحان دار آخرت را شرح مىدهد كه در آن براى متقين ثواب ، و براى طاغيان عقاب آماده شده است .
* ( « وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ » ) * - كلمه « ماب » به معناى « مرجع » است . و اگر آن را نكره آورده به منظور تعظيم آن است . و معناى جمله روشن است .
* ( « جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الأَبْوابُ » ) * يعنى آن بازگشتگاه خوب ، عبارت است از جنتهاى با استقرار و دائمى . و باز بودن درها به روى آنان ، كنايه است از اينكه متقين هيچ مانعى از تنعم به نعمتهاى موجود در آن جنات ندارند ، چون جنات براى آنها درست شده ، و مال آنان است .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از اين جمله اين است كه : درها به روى ايشان باز است ، و احتياجى نيست كه پشت در بايستند ، و يا حلقه در را بكوبند ، تا به رويشان باز شود .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد اين است كه : درها بدون كليد به رويشان باز ، و بدون قفل به رويشان بسته مىشود . و به هر حال اين آيه و چند آيه بعد در مقام بيان « حسن ماب » است .
* ( « مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرابٍ » ) * يعنى در حالى كه در آن جنات نشسته باشند ، و مانند اشراف و عزيزان تكيه كرده باشند .
و منظور از جمله * ( « يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرابٍ » ) * اين است كه بفهماند اهل تقوى در بهشت حكمشان روا است ، به نحوى كه بين آنان و خواسته هايشان واسطه اى نيست ، مثلا ، از ميوه هاى بهشتى كه انواعى بسيار است ، هر يك را صدا بزنند خود آن ميوه و يا شراب
هامش
( 1 و 2 ) تفسير منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 62 .