موقعيت ايشان با لفظ « هنالك » است كه مخصوص اشاره به دور است . و نيز دليل ديگرش اين است كه : ايشان را جزو احزابى معرفى كرده كه همواره عليه انبيا صفآرايى نموده و حزب تشكيل مىدادند و خداوند هم همواره ايشان را هلاك مىكرده ، هم چنان كه به زودى در آيات بعد ، از آنان نام مىبرد و به همين منظور آنان را لشكرى شكست خورده معرفى كرد ، با اينكه هنوز جنگى نكرده بودند و شكست نخورده بودند .
و معناى آيه اين است كه : اين كفار لشكرى ناچيز و اندك و بىمقدار و شكست خوردهاند و از آن احزابى هستند كه همواره عليه فرستادگان خدا حزب تشكيل مىدادند و ايشان را تكذيب مىكردند و عذاب من بر آنان حتمى شد .
* ( « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الأَوْتادِ ) * . . . * ( فَحَقَّ عِقابِ » ) * كلمه « ذو الاوتاد » صفت فرعون است ، و كلمه « اوتاد » جمع « وتد » است كه به معناى ميخ است . بعضى « 1 » گفتهاند : اگر فرعون را « ذو الاوتاد - داراى ميخها » معرفى نموده ، از اين جهت است كه فرعون با ميخهايى بازى برد و باخت داشته . و بعضى « 2 » ديگر گفتهاند :
جهتش اين است كه فرعون به هر كس غضب مىكرد ، او را چهار ميخ مىكرده ، يعنى دو دست و دو پا و سر او را بر زمين ميخكوب مىكرده و بعد شكنجه اش مىداده . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : معنايش « ذو الجنود - صاحب لشكرها » است ، چون لشكر براى كشور به منزله ميخ است . بعضى ديگر وجوه ديگرى براى آن ذكر كردهاند ، كه بر هيچ يك از آن وجوه دليل قابل اعتمادى نيست .
اصحاب « ايكه » قوم شعيباند كه سرگذشت آنان در تفسير سوره حجر و شعراء گذشت . و معناى جمله « فحق عقاب » اين است كه : عقاب من بر آنان ثابت شد و مستقر گشت و در آخر هلاكشان كرد .
* ( « وَما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ » ) * كلمه « نظر » به معناى انتظار و كلمه « فواق » به معناى برگشتن و مهلت اندك است .
و معناى آيه اين است كه : اين تكذيب كنندگان از امت تو ، انتظار نمىبرند ، مگر يك صيحه را كه همگى آنان را هلاك كند و با آمدنش ديگر براى آنان بازگشت و يا مهلت نيست ، و آن عذاب استيصال است .
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 8 ، ص 468 .
( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 171 . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 468 .