احتمال هم دارد - همانطور كه قبلا معنا كرديم - اشراف به عامه مردم گفته باشند .
* ( « إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ » ) * - ظاهر اين جمله اين است كه : مىخواهد به غرض و لازمه دعوت رسول خدا ( ص ) اشاره كند ، البته غرض و لازمه اى كه مشركين از دعوت آن جناب فهميدهاند ، و آن اين است كه : آن جناب منظورش از دعوت به توحيد ، رياست و حكومت بر مردم است و دعوت خود را وسيله نيل به اين هدف قرار داده ، و اين معنا نظير كلامى است كه بزرگان قوم نوح به عامه مردم آن روز گفتند ، و قرآن كريم آن را حكايت نموده ، مىفرمايد : « ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ » « 1 » .
بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند معناى آيه اين است كه : « اين اصرارى كه ما مشاهده مىكنيم از محمد ( ص ) و اين تصلب و سرسختى كه بر دعوت خود مىورزد امر عظيمى است كه او در نظر گرفته » .
و بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : « معنايش اين است كه : اين امر يكى از بلاهاى روزگار است كه متوجه ما شده و هيچ حيله و چاره اى نيست ، جز اينكه برويد و در پرستش خدايان خود پايمردى و شكيبايى كنيد » .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه : « صبر ، خلقى است پسنديده كه عقلاى عالم از ما انتظار دارند در چنين شرايطى از خود نشان دهيم » معناى ديگرى هم براى آيه كردهاند كه هيچ يك از آنها با سياق آيه سازگارى ندارد .
* ( « ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ » ) * منظورشان از « ملت آخرت » مذهبى است كه ساير ملل و امتهاى معاصر و يا قريب به عصر آن روز عرب به آن مذهب متدين بودند ، در مقابل مذهبهاى اولى كه امم گذشته متدين به آن بودهاند ، گويا خواستهاند بگويند : اين دينى نيست كه تمام اهل دنيا آن را به عنوان آخرين دين بپذيرند ، بلكه از همان افسانه هاى قديمى است .
بعضى « 5 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « ملت آخرت » مسيحيت است ، چون دين مسيح در آن روز آخرين دين آسمانى بود ، كه آن نيز دعوت به توحيد نمىكرد ، چون مسيحيت به سه خدا قائل بود . پس درست است كه مشركين بگويند دعوت به توحيد را حتى از آخرين
هامش
( 1 ) اين مرد جز بشرى مانند شما نيست ، او مىخواهد به اين وسيله بر شما برترى داشته باشد . سوره مؤمنون ، آيه 24 .
( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 167 .
( 3 و 4 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 167 .
( 5 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 167 .