تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
* ( « سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّابِرِينَ » ) * - اين جمله از ناحيه اسماعيل يك نحوه دلجويى است نسبت به پدر ، مىخواهد به پدر بگويد : من از اينكه قربانىام كنى به هيچ وجه اظهار ترس نمىكنم و در پاسخ چيزى نگفت كه باعث ناراحتى پدر شود و از ديدن آن جسد به خون آغشته فرزندش به هيجان درآيد ، بلكه سخنى گفت كه اندوهش پس از ديدن آن منظره كاسته شود ، و اين كلام خود را كه يك دنيا صفا در آن بود با قيد « * ( إِنْ شاءَ اللَّه ) * » مقيد كرد ، تا صفاى بيشترى پيدا كند . چون با آوردن اين قيد معناى كلامش چنين مىشود : من اگر گفتم در اين حادثه صبر مىكنم ، اتصافم به اين صفت پسنديده از خودم نيست و زمام امرم به دست خودم نيست ، بلكه هر چه دارم از مواهبى است كه خدا به من ارزانى داشته ، و از منتهايى است كه خدا بر من نهاده . اگر او بخواهد من داراى چنين صبرى خواهم شد و او مىتواند نخواهد و اين صبر را از من بگيرد . * ( « فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ » ) * « اسلام » به معناى رضايت دادن و تسليم شدن است . و كلمه « تل » به معناى به زمين انداختن كسى است . و كلمه « جبين » به معناى يكى از دو طرف پيشانى است . و لام در « للجبين » بيان مىكند كه كجاى اسماعيل روى زمين قرار گرفت ، نظير آيه « يَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ سُجَّداً » « 1 » و معناى آيه اين است كه : ابراهيم و اسماعيل تسليم امر خدا شدند و به آن رضايت دادند ، و ابراهيم ( ع ) فرزندش را به پهلو خواباند . و اين جمله پاسخى مىخواهد كه در كلام نيامده ، چون معناى تحت اللفظى كلام چنين است : « پس همين كه تسليم شدند ، ابراهيم فرزند خود را به زمين خواباند و يك طرف پيشانىاش را به زمين نهاد » و ديگر نفرموده كه چه شد ، و اين به خاطر آن است كه بفهماند جواب « لما » از بس مهم و مصيبت آن جناب آن قدر شديد و تلخ بود كه قابل گفتن نيست . * ( « وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » ) * اين آيه عطف است بر جوابى كه گفتيم از « لما » حذف شده . و معناى جمله * ( « قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » ) * اين است كه : با آن رؤيا معامله رؤياى راست و صادق نمودى و امرى كه ما در آن رؤيا به تو كرديم امتثال نمودى . و منظور از اين كلام اين است كه : امرى كه ما به تو كرديم براى امتحان تو و تعيين مقدار و ميزان بندگى تو بوده كه در امتثال چنين امرى همين كه آماده
هامش
( 1 ) به عنوان سجده با چانه به زمين مىافتد . سوره اسرى ، آيه 107 .