تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
انبيايى كه بعد از او آمدند نسبشان به دو منتهى مىشود ، و نيز تمامى اديان زنده اى كه در دنيا هستند از قبيل اديان موسى ، عيسى و محمد ( ع ) همه بر دين ابراهيم تكيه دارند كه همان دين توحيد است . و نيز نوح ( ع ) از غرق شدن در آب نجات يافت و ابراهيم ( ع ) از سوختن در آتش نمرود .
* ( « إِذْ جاءَ رَبَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » ) * آمدن نزد پروردگار كنايه است از تصديق خدا و ايمان به او . و مؤيد اين معنا اين است كه مراد از « قلب سليم » آن قلبى است كه از هر چيزى كه مضر به تصديق و ايمان به خداى سبحان است خالى باشد ، از قبيل شرك جلى و خفى ، اخلاق زشت و آثار گناه و هر گونه تعلقى كه به غير خدا باشد و انسان جذب آن شود و باعث شود كه صفاى توجه به سوى خدا مختل گردد . از اينجا روشن مىشود كه مراد از « قلب سليم » آن قلبى است كه هيچ تعلقى به غير از خدا نداشته باشد ، هم چنان كه در حديثى كه در بحث روايتى آينده - ان شاء اللَّه - مىآيد نيز به همين معنا تفسير شده . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : « معنايش قلب سالم از شرك است » . ممكن است اين گفتار را به نحوى توجيه كنيم كه به همان معنا كه ما ذكر كرديم برگشت مىكند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : « مراد قلب اندوهناك است » ولى اين ديگر قابل توجيه نيست . ظرف « اذ » در آيه شريفه متعلق به جمله « من شيعته » است ، و چون آن قواعدى كه در غير ظرف بخشوده نيست در ظرفها بخشوده شده . لذا ديگر نبايد اعتراض كرد كه مگر قبل از آمدن نزد پروردگار ، از شيعه نوح نبود . و بعضى « 3 » گفته‌اند : ظرف « اذ » متعلق به « اذكر » تقديرى است . * ( « إِذْ قالَ لأَبِيه وَقَوْمِه ما ذا تَعْبُدُونَ » ) * يعنى : چه چيز مىپرستيد ؟ و اگر با اينكه مىديد كه بت مىپرستند ، مع ذلك پرسيد چه مىپرستيد ؟ منظورش از اين سؤال اظهار تعجب است ، و خواست بفهماند اين عمل شما سخت عجيب و غريب است . * ( « أإِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّه تُرِيدُونَ » ) * يعنى آيا از در افتراء خدايانى ديگر به جاى خداى عز و جل قصد مىكنيد . و اگر كلمه
هامش
( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 100 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 223 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى