« وَما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » « 1 » و نيز فرموده : « وَكانَ أَمْرُ اللَّه قَدَراً مَقْدُوراً » « 2 » و آياتى ديگر .
و جمله « فَيَكُونُ » بيانگر اطاعت آن شىء است كه مورد اراده خدا قرار گرفته ، مىخواهد بفرمايد : همين كه هست شدن چيزى مورد اراده خدا قرار گرفت ، بدون درنگ لباس هستى مىپوشد .
* ( « فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * كلمه « ملكوت » مبالغه در معناى ملك است ، مانند كلمه « رحموت » و كلمه « رهبوت » كه مبالغه در معناى رحمت و وحشتاند .
با انضمام اين آيه به ما قبلش اين معنا به دست مىآيد كه : مراد از « ملكوت » آن جهت از هر چيزى است كه رو به خداست ، چون هر موجودى دو جهت دارد ، يكى رو به خدا ، و يكى ديگر رو به خلق . ملكوت هر چيز آن جهتى است كه رو به خدا است ، و ملك آن سمت رو به خلق است ممكن هم هست بگوييم : ملكوت به معناى هر دو جهت هر موجود است ، و آيات زير هم بر همين معنا حمل مىشود ، « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » « 3 » و « أوَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 4 » و « قُلْ مَنْ بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » « 5 » .
و اگر فرموده ملكوت هر چيزى به دست خداست ، براى اين است كه : دلالت كند بر اينكه خداى تعالى مسلط بر هر چيز است ، و غير از خدا كسى در اين تسلط بهره و سهمى ندارد .
و برگشت معنا در آيه * ( « فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * به اين است كه : خدا از استبعادى كه مشركين در مساله معاد مىكنند ، منزه است ، چون مشركين غافلند از اينكه ملكوت هر چيزى به دست خدا و در قبضه قدرت اوست .
و جمله * ( « وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * خطاب به عموم مردم است ، چه مؤمن و چه مشرك ، و هم بيان نتيجه اى است از بيان سابق بعد از تنزيه خدا .
هامش
( 1 ) امر ما نيست مگر واحد و آن هم چون چشم بر هم زدن . سوره قمر ، آيه 50 .
( 2 ) و امر خدا همواره حساب شده و مقدور بود . سوره احزاب ، آيه 38 .
( 3 ) ما هر دو سوى آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان مىدهيم براى اينكه از يقينداران باشد .
سوره انعام ، آيه 75 .
( 4 ) چرا به هر دو سوى آسمانها و زمين نظر نمىكنند . سوره اعراف ، آيه 185 .
( 5 ) بگو آن كيست كه هر دو سوى هر چيز را به دست دارد . سوره مؤمنون ، آيه 88 .