تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
حجتهاى عقلى اثبات مىشود ؟ و مگر جز اين است كه حجيت خود كتاب و سنت و هر دليل ديگر با عقل اثبات مىشود ؟ آن وقت چگونه ممكن است يك آيه از قرآن و يا يك حديث حجيت عقل را كه اثبات كننده حجيت آن است از كار بيندازد و بىاعتبار معرفى كند ؟ هرگز ممكن نيست ، چون در اين صورت آن آيه و آن حديث قبل از ابطال حجيت عقل ، حجيت خودش را ابطال كرده . و اين نيز واضح است كه در مساله خلقت غير از خدا و آن مخلوق پاى چيز ديگرى در ميان نيست ، و اگر عليت و سببيت خلقت را به اراده خدا نسبت مىدهيم بعد از خلقت نسبت مىدهيم چون گفتيم اراده صفتى است كه از مقام فعل خدا انتزاع مىشود . و گر نه سبب و علت اصلى خداست نه اراده او ، و گر نه لازم مىآيد يك صفت انتزاعى باعث شود كه اشياء ، ديگر حاجتى به خود خداى تعالى نداشته باشند ، و بطلان اين حرف واضح است . و نيز واضح است كه در مساله ايجاد و خلقت چيزى به نام ايجاد و يا وجود از خدا جدا نمىشود و به مخلوق نمىچسبد ، و افاضه او نظير افاضه ما نيست كه وقتى چيزى به كسى مىدهيم ، از خود جدا مىكنيم و به او ملحق مىسازيم . پس بعد از خداى تعالى چيز ديگرى جز وجود اشياء نيست . و از اينجا روشن مىگردد كه : كلمه « ايجاد » يعنى كلمه « كن » عبارت است از همان وجود چيزى كه خدا ايجادش كرده البته بدان اعتبار كه وجود منسوب به خدا و قائم به وجود خداست ، و اما به اين اعتبار كه وجودش وجود خود اوست ، موجود است نه ايجاد . و مخلوق است نه خلق . و نيز روشن مىشود كه : آنچه از ناحيه خداى تعالى افاضه مىشود ، قابل درنگ و مهلت نيست ، و تبدل و دگرگونى را هم تحمل نمىكند ، و تدريجيت نمىپذيرد ، و آنچه تدريجيت و مهلت و درنگ كه از موجودات مشاهده مىكنيم ، از ناحيه خود آنها است نه از آن ناحيه كه رو به خدايند ، و اين خود بابى است كه هزار باب از آن باز مىشود . و در آيات ، اشارات لطيفى به اين حقايق شده ، از آن جمله فرموده : « كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » كه كلمه « كن » را بعد از خلقت آورده و نيز مانند آيه
هامش
( 1 ) مثل عيسى نزد خدا مثل آدم است كه او راى از خاك خلق فرمود و سپس به دو گفت باش پس مىباشد . سوره آل عمران ، آيه 59 .