است با عصيان كردن از مرادش تخلف كند .
ولى اراده تكوينى از مرادش تخلف نمىكند ، و معلوم است كه مشيت و اراده خدا كه به اطعام فقرا و انفاق بر آنان تعلق گرفته ، مشيت و اراده تشريعى است نه تكوينى . پس تخلف اين اراده در مورد فقرا تنها كشف مىكند از اينكه كفار توانگر ، از آنچه كه بدان مامور شدند تمرد و عصيان ورزيدند ، و هيچ دلالتى ندارد بر اينكه اراده خدا به اين عمل آنان تعلق نگرفته ، و مؤمنين در اين مدعا دروغ گفتهاند .
و اين مغالطه اى است كه به طور كلى همه سنتهاى وثنيت و بتپرستى را بر آن پايه بنا نهادهاند ، هم چنان كه خداى سبحان از ايشان حكايت كرده و فرموده : « وَقالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما عَبَدْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ » « 1 » و نيز فرموده : « سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكْنا وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ » « 2 » و نيز فرموده : « وَقالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ » « 3 » .
* ( « إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ) * - اين جمله تتمه سخن كفار است ، و خطابشان در آن به مؤمنين است كه مىگويند : شما مؤمنين كه ادعا مىكنيد خدا به ما دستور داده انفاق كنيم ، و انجام اين دستور را از ما خواسته ، در گمراهى روشنى هستيد .
بحث روايتى
در مجمع البيان از على بن الحسين زين العابدين ، و از ابى جعفر امام باقر ، و از جعفر بن محمد امام صادق ( ع ) روايت شده كه خواندهاند : « لا مستقر لها » - به فتحه راء - « 4 » .
و در الدر المنثور آمده كه سعيد بن منصور ، احمد ، بخارى ، مسلم ، ابو داوود ، ترمذى ، نسايى ، ابن ابى حاتم ، ابو الشيخ ، ابن مردويه ، و بيهقى ، از ابو ذر ( رحمه اللَّه ) روايت
هامش
( 1 ) آنان كه مشرك شدند گفتند : اگر خدا مىخواست ما به غير از او چيزى را نمىپرستيديم نه ما و نه پدران ما ، و نيز بدون دستور او چيزى را حرام نمىكرديم . سوره نحل ، آيه 35 .
( 2 ) به زودى آنان كه مشرك شدند خواهند گفت : اگر خدا مىخواست ما مشرك نمىشديم ، نه ما و نه پدران ما ، و نيز چيزى را حرام نمىكرديم . سوره انعام ، آيه 148 .
( 3 ) و گفتند اگر رحمان مىخواست ما اين بتها را نمىپرستيديم . سوره زخرف ، آيه 20 .
( 4 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 423 .