و اگر در جمله « يسبحون » ضمير جمعى آورده كه خاص عقلا است ، براى اين است كه : اشاره كند به اينكه هر يك از اجرام فلكى در برابر مشيت خدا رام است و امر او را اطاعت مىكند ، عينا مانند عقلا ، هم چنان كه اين تعبير در جاى ديگر نيز آمده و فرموده : « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » « 1 » .
مفسرين در جملات آيه مورد بحث آراى ديگرى دارند ، آرايى مضطرب كه ما از نقل آنها خوددارى كرديم ، اگر كسى بخواهد مىتواند به تفاسير مفصل مراجعه كند « 2 » .
* ( « وَآيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ » ) * راغب مىگويد : كلمه « ذرية » در اصل به معناى فرزندان خردسال است ، ولى در استعمالهاى متعارف در خردسالان و بزرگسالان هر دو استعمال مىشود ، هم در يك نفر به كار مىرود ، و هم در چند نفر ، ولى اصلش به معناى چند نفر است « 3 » .
و كلمه « فلك » به معناى كشتى است . و كلمه « مشحون » به معناى مملو است .
اين آيه شريفه آيت ديگرى از آيتهاى ربوبيت خداى تعالى را بيان مىكند ، و آن عبارت است از جريان تدابير او در درياها كه ذريه بشر را در كشتى حمل مىكند و كشتى از آنان و از اثاث و كالاى آنان پر مىشود ، و از يك طرف دريا به طرف ديگر دريا عبور مىكنند و دريا را وسيله و راه تجارت و ساير اغراض خود قرار مىدهند .
آرى كسى ايشان را در دريا حمل نمىكند ، و از خطر غرق حفظ نمىكند ، مگر خداى تعالى ، چون تمامى آثار و خواصى كه بشر در سوار شدن به كشتى از آنها استفاده مىكند ، همه امورى است كه خدا مسخرش كرده ، و همه به خلقت خدا منتهى مىگردد ، علاوه بر اين ، اين اسباب اگر به خدا منتهى نشود ، هيچ اثر و خاصيتى نخواهد داشت .
و اگر حمل بر كشتى را به ذريه بشر نسبت داد ، نه به خود بشر ، و خلاصه اگر فرمود :
* ( « حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ » ) * و نفرمود : « حملناهم » به اين منظور است كه به اين وسيله غرق محبت و مهر و شفقت شنونده را تحريك كند .
هامش
( 1 ) سپس بر آسمان كه دودى بود بپرداخت ، پس به آن و به زمين فرمود : چه به طوع و رغبت خود و چه با اكراه بياييد . گفتند : مىآييم با طوع و رغبت . سوره حم سجده ، آيه 11 .
( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 15 ، ص 33 . و تفسير فخر رازى ، ج 26 ، ص 75 .
( 3 ) مفردات راغب ، ماده « ذرو » .