تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و به هر حال حاصل معناى آيه شريفه اين است كه : آفتاب پيوسته در جريان است ، مادامى كه نظام دنيوى بر حال خود باقى است ، تا روزى كه قرار گيرد و از حركت بيفتد ، و در نتيجه دنيا خراب گشته ، اين نظام باطل گردد . البته آيه شريفه - به طورى كه گفته شده - « 1 » طورى ديگر نيز قرائت شده و آن قراءتى است منسوب به اهل بيت ( ع ) و بعضى ديگر غير از اهل بيت و در اين قرائت به جاى لام در « لمستقر » لاى نافيه آمده و خوانده‌اند : « الشمس تجرى لا مستقر لها - خورشيد حركت مىكند ، و هيچگاه ساكن نمىشود » ، ولى معناى اولى هم سرانجام به اين معنا برگشت مىكند و اما اينكه : بعضى « جريان خورشيد را بر حركت وضعى خورشيد به دور مركز خود حمل كرده‌اند » درست نيست ، چون خلاف ظاهر جريان است ، زيرا « جريان » دلالت بر انتقال از مكانى به مكانى ديگر دارد . * ( « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » ) * - يعنى جريان مزبور خورشيد تقدير و تدبيرى است از خدايى كه عزيز است ، يعنى هيچ غلبه گرى بر اراده او غلبه نمىكند ، و عليم است ، يعنى به هيچ يك از جهات صلاح در كارهايش جاهل نيست .
* ( « وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ » ) * كلمه « منازل » جمع « منزل » است كه اسم مكان از نزول ، و به معناى محل پياده شدن و منزل كردن است ، و ظاهرا مراد از « منازل » نقاط بيست و هشتگانه اى است كه ماه تقريبا در مدت بيست و هشت شبانه روز طى مىكند . و كلمه « عرجون » به معناى ساقه شاخه خرماست ، البته از نقطه اى كه از درخت بيرون مىآيد ، تا نقطه اى كه برگها از آن منشعب مىشود . اين قسمت از شاخه را « عرجون » مىگويند ، كه ( به خاطر سنگينى برگها معمولا ) خميده مىشود ، و معلوم است كه اگر چند ساله شود خميدگىاش بيشتر مىگردد ، و اين قسمت چوبى زرد رنگ ، و چون هلال قوسى است و لذا در اين آيه هلال را به اين چوب كه چند ساله شده باشد تشبيه كرده . و « قديم » به معنى عتيق است . نظريه مفسرين در معناى آيه مختلف است ، چون در تركيب آن اختلاف دارند ، و از همه وجوه نزديكتر به فهم اين وجه است كه گفته‌اند « 2 » : تقدير آيه چنين است : « و القمر قدرناه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 423 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 15 ، ص 29 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 132 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى