تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
* ( « لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ » ) * - بعضى از مفسرين گفته‌اند : جواب « لو » در اينجا حذف شده ، يعنى نفرمود كه : اگر در پى هدايت بودند چه مىشد زيرا خود كلام بر آن دلالت دارد ، و تقدير كلام اين است كه : آنان اگر راه به جايى مىبردند ، و هدايت را مىپذيرفتند ، هر آينه عذاب را مىديدند ، يعنى در دنيا به عذاب قيامت و حقانيت آن معتقد مىشدند ، ممكن هم هست كلمه « لو » در اينجا به معناى آرزو باشد ، و معناى آيه اين باشد كه : اى كاش راه به جايى مىبردند ، و هدايت را مىپذيرفتند . * ( « وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ ما ذا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ » ) * اين آيه عطف است بر چند آيه سابق ، كه مىفرمود : * ( « وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ . . . » ) * ، چيزى كه هست در آيه سابق نخست پرسش شده‌اند از شركايى كه براى خدا قائل شده بودند ، و به ايشان دستور داده شده كه آنها را به يارى خود بطلبيد ، و در آيه مورد بحث پرسش شده‌اند از اينكه چه پاسخى به دعوت رسولان ، كه از ناحيه خدا به سويشان آمدند ، دادند . و معناى آيه اين است كه : در پاسخ آن كسى كه خداى تعالى به سوى شما فرستاد ، و شما را به سوى ايمان و عمل صالح دعوت كرد چه گفتيد ؟ * ( « فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَساءَلُونَ » ) * كلمه « عميت » ماضى از « عمى » است كه به معناى كورى است ، و در اينجا معناى كورى مقصود نيست ، بلكه استعاره از اين است كه انسان در موقعيتى قرار گرفته كه به خبرى راه نمىيابد و مقتضاى ظاهر اين بود كه عمى و بى خبرى را به خود آنان نسبت دهد ، ولى مىبينيم كه به عكس تعبير كرده ، و فرموده : « * ( فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْباءُ ) * - خبرها بر آنان كور شد » و اين به خاطر آن است كه بفهماند كفار در آن روز از همه طرف ماخوذ مىشوند ، و راه نجات از همه طرف به رويشان بسته مىشود ، و دستشان از تمامى اسباب بريده و كوتاه مىگردد ، هم چنان كه در سوره بقره ، آيه 166 فرموده : « وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ » ، توضيح اينكه : وقتى تمامى اسباب براى آنان از تاثير ساقط شد ، ديگر در آن روز اخبار راهى به سوى آنان ندارد ، و ايشان هم راهى به خارج از وجود خود ندارند ، تا چيزى را دستآويز نموده ، به آن اعتذار بجويند ، و به اين وسيله خود را از عذاب نجات دهند . * ( « فَهُمْ لا يَتَساءَلُونَ » ) * - اين جمله تفريع است بر « كور بودن اخبار » ، از قبيل تفريع بعض افراد عام بر عام است ( مثل اينكه بعد از گفتن اين جمله كه دانشمندان محترمند ، بگويى پس بو على سينا هم محترم است ) ، در اينجا نيز بعد از گفتن اينكه كفار به طور كلى از چهار ديوارى وجود خود راهى به خارج از خود ندارند ، فرمود پس بين خودشان نيز سؤال و جوابى رد و بدل