تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
مؤيد گفتار وى اين است كه در آيه شريفه رسول خدا ( ص ) را به دو صفت بشير و نذير توصيف فرموده ، و در نتيجه اين دو كلمه دو حالند ، كه صفت « كافة » را بيان مىكنند . و چه بسا گفته « 1 » شده كه : تقدير آيه « و ما ارسلناك الا ارسالة كافة للناس » بوده يعنى ما تو را ارسال نكرديم مگر ارسالى كه براى كافه مردم باشد ، ولى اين تفسير خالى از بعد نيست ، و بيهوده خود را به زحمت افكندن است . و اما اينكه كافه به معناى همگى و حال از كلمه « ناس » باشد ، و معنا اين باشد كه ما تو را نفرستاديم مگر براى همگى مردم ، صحيح نيست ، چون علماى ادب جايز نمىدانند حال از صاحب حال آن هم صاحب حالى كه مجرور است مقدم بيفتد . و بدان كه منطوق آيه هر چند در باره مساله نبوت است ، و در حقيقت از آيات قبل كه راجع به توحيد بود منتقل به مساله نبوت شده است ، و ليكن مدلول آن حجتى ديگر بر مساله توحيد است ، چون رسالت از لوازم ربوبيت است ، كه شانش تدبير امور مردم در طريق سعادتشان ، و مسيرشان به سوى غايات وجودشان مىباشد . پس عموميت رسالت خاتم المرسلين ، كه رسول اوست ، نه رسول غير از او خود دليل است بر اينكه ربوبيت نيز منحصر در اوست ، چون اگر غير از او ربى ديگر بود ، او هم به مقتضاى ربوبيتش رسولى مىفرستاد ، و ديگر رسالت رسول خدا ( ص ) عمومى و براى همه نمىبود ، و مردم با بودن او محتاج به رسول ديگر مىشدند كه از ناحيه آن رب ديگر بيايد ، و اين همان معنايى است كه على ( ع ) - به طورى كه روايت شده - بدان اشاره نموده ، و فرموده : « اگر براى پروردگار تو شريكى مىبود ، رسولان آن شريك نيز براى رساندن پيامهايش نزد شما مىآمدند » . مؤيد اين معنا جمله اى است كه در ذيل آيه آمده ، و فرموده : * ( « وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ) * ، چون اگر معناى آيه تنها همان بود كه راغب در معناى كلمه « كافة » گفت چيزى نبود كه اكثر مردم آن را نفهمند ، ولى دلالت انحصار رسالت در رسول خدا ( ص ) بر انحصار ربوبيت در خداى عز اسمه ، چيزى است كه اكثر مردم آن را نمىفهمند . بنا بر اين مفاد آيه اين مىشود : مشركين نمىتوانند شريكى براى خدا نشان دهند ، در حالى كه ما تو را نفرستاديم مگر بازدارنده جميع مردم ، در حالى كه بشير و نذير باشى و اگر
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 583 .