اين بود كه چون رسول خدا ( ص ) از جنگ خيبر برگشت ، و در آن جنگ گنجينه هاى آل ابى الحقيق نصيب مسلمانان شد ، همسرانش به آن جناب عرضه داشتند اين گنجينه ها را به ما بده ، حضرتش فرمود : بر طبق دستور خداى تعالى در بين همه مسلمانان تقسيم كردم ، همسران از وى در خشم شدند ، و گفتند تو چنان گمان كرده اى كه اگر ما را طلاق دهى ديگر در همه فاميل ما يك همسر كفو پيدا نمىشود كه ما را بگيرد ؟
خداى تعالى از اين سخن ايشان براى رسول گرامىاش غيرت كرد ، و به آن جناب دستور داد از ايشان كناره گيرى كند ، رسول خدا ( ص ) بيست و نه روز از ايشان كناره گيرى نموده و در مشربه ام ابراهيم منزل گزيد ، تا آن كه يك نوبت حيض ديدند ، و پاك شدند ، آن گاه آيه * ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْواجِكَ ) * . . . * ( أَجْراً عَظِيماً » ) * را فرستاد ، كه در آن همسران رسول خدا ( ص ) را مخير كرد بين باقى ماندن بر همسرى آن جناب ، و بين طلاق گرفتن .
و اولين كسى كه در بين همسران برخاست ام سلمه بود ، عرضه داشت : من خدا و رسول را اختيار مىكنم ، دنبال او ساير همسران يكى يكى برخاستند ، و با رسول خدا ( ص ) از در آشتى معانقه كردند ، و كلام ام سلمه را همى گفتند « 1 » .
مؤلف : قريب به اين معنا از طرق اهل سنت نيز روايت شده ، و در آن آمده : اولين كسى كه برخاست و گفت من خدا و رسولش را اختيار كردم عايشه بود « 2 » .
و در كافى به سند خود از داوود بن سرحان از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : زينب دختر جحش گفت : رسول خدا پنداشتند اگر ما را طلاق دهد شوهر براى ما قحطى است ، و اين در هنگامى بود كه رسول خدا ( ص ) بيست و نه روز از آنان كناره گيرى كرده بود ، وقتى زينب اين حرف را زد ، خداى تعالى جبرئيل را نزد رسول خدا ( ص ) فرستاد ، و گفت : * ( « قُلْ لأَزْواجِكَ . . . » ) * پس همسران گفتند :
ما خدا و رسول او را و خانه آخرت را برگزيديم « 3 » .
و در همان كتاب به سند خود از عيص بن قاسم ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : از آن جناب اين مساله را پرسيدم كه مردى همسر خود را مخير مىكند ، و همسرش جدايى را مىگزيند ، آيا به صرف اين گزينش جدا مىشود يا نه ؟ فرمود : نه ، اين حكم
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 192 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 194 - 196 .
( 3 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 138 ، ح 4 .