به خود متكلم ، پس در حقيقت درخت حجابى بود كه خداى تعالى از وراى آن با موسى سخن گفت ، البته اين احتجاب به معنايى بوده كه لايق ساحت قدس او باشد ، احتجابى كه با احاطه او بر هر چيز منافات نداشته باشد ، هم چنان كه آيه « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ » « 1 » ، نيز سخن گفتن خدا با يك فرد بشر را منحصر كرده به طريق وحى ، يا از پشت حجاب .
و از همين جا ضعف اين تفسير كه بعضى « 2 » گفتهاند : « درخت محل كلام بوده ، چون كلام از مقوله عرض است ، و محتاج است به محلى كه قائم بدان باشد » روشن مىگردد .
و همچنين اينكه بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : اين نحوه تكلمى كه خدا با موسى كرد عالىترين مرتبه تماس خدا با انبياء ( ع ) است ، چون بدون واسطه با وى سخن گفته ، و موسى بدون واسطه سخن او را شنيده وجه فساد اين تفسير اين است كه : در اين جريان نيز سخن گفتن خداى تعالى بدون واسطه نبوده ، چون - گفتيم - كلام خدا از ما وراى حجاب بود ، و حجاب در اين تكلم درخت بود ، كه واسطه شد ميان موسى ( ع ) و خداى تعالى ، و ظاهر آيه شورى اين بود كه تكلم كردن خدا با خلق خود به يكى از سه نحو است ، يكى به وسيله رسول و مبلغ ، دوم از وراى حجاب ، سوم كه عاليترين مراحل تكلم است تكلم بدون واسطه و بدون حجاب است .
* ( « أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّه رَبُّ الْعالَمِينَ » ) * - كلمه « أن » در اين جمله تفسيريه است ، و در آن از ذات متعالى كه نامش اللَّه است خبر مىدهد ، و او را به وصف وحدانيت و يكتايى در ربوبيت توصيف مىكند ، و شرك را به همه انواعش به طور مطلق از او نفى مىكند ، به اين بيان كه وقتى او را به ربوبيت براى همه عالميان ستود ، و با در نظر گرفتن اينكه « رب » به معناى مالك و مدبر مىباشد ، و مستحق است كه مملوكهايش او را پرستش كنند ، ديگر چيزى از عالميان را باقى نگذاشته كه مربوب غير او باشد ، در نتيجه ديگر ربى غير از او باقى نمانده ، و معبودى سواى او نيست .
پس در آيه شريفه اجمال آن مطالبى است كه در سوره طه تفصيلش آمده ، و اين ندايى كه در آيه مورد بحث به طور اجمال به معارف سه گانه توحيد و نبوت و معاد اشاره مىكند ، در آنجا آنها را از يكديگر جدا كرده ، در باره توحيد فرموده : « إِنَّنِي أَنَا اللَّه لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي » ،
هامش
( 1 ) هيچ بشرى را نمىرسد كه خدا با او تكلم كند ، مگر از طريق وحى ، يا از وراى حجاب ، يا اينكه رسولى بفرستد پس او به اذن خود هر چه بخواهد وحى مىكند . سوره شورى ، آيه 51 .
( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 251 .