تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
هم خوب مىدانيد كه حريف او نيستيد ، پس بياييد و از قريش و غطفان گروگان بگيريد ، آن هم بزرگان ايشان را گرو بگيريد ، تا به اين وسيله وثيقه اى به دست آورده باشيد كه شما را تنها نگذارند ، بنى قريظه اين رأى را پسنديدند . از سوى ديگر به طرف لشكر قريش روانه شد ، و نزد ابو سفيان و اشراف قريش رفت و گفت : اى گروه قريش شما واقفيد كه من دوستدار شمايم ، و فاصله‌ام را از محمد و دين او مىدانيد ، اينك آمده‌ام شما را با نصيحتى خيرخواهى كنم ، به شرط آنكه به احدى اظهار نكنيد ، گفتند : مطمئن باش كه به احدى نمىگوييم ، و تو در نزد ما متهم نيستى ، گفت : هيچ مىدانيد كه بنى قريظه از اينكه پيمان خود را با محمد شكستند ، و به شما پيوستند پشيمان شده‌اند ؟ و نزد محمد ( ص ) پيام فرستاده‌اند ، كه براى اينكه تو از ما راضى شوى مىخواهيم بزرگان لشكر دشمن را گرفته به دست تو دهيم ، تا گردنهايشان را بزنى ، و بعد از آن همواره با تو باشيم ، تا لشكر دشمن را از اين سرزمين بيرون برانيم ، و او قبول كرده ، پس هوشيار باشيد ، اگر بنى قريظه نزد شما آمدند ، و چند نفر از شما را به عنوان رهن خواستند ، قبول نكنيد ، حتى يك نفر هم به ايشان ندهيد ، و زنهار از ايشان بر حذر باشيد . از آن جا برخاسته نزد بنى غطفان رفت ، و گفت اى مردم ، من يكى از شمايم ، و همان حرفهايى را كه به قريش زده بود به ايشان زد . فردا صبح كه روز شنبه و ماه شوال و سال پنجم هجرت بود ، ابو سفيان عكرمة بن ابى جهل با چند نفر ديگر از قريش را نزد بنى قريظه فرستاد كه ابو سفيان مىگويد : اى گروه يهود آذوقه گوشتى ما تمام شد ، و ما در اينجا از خانه و زندگى خود دور هستيم و نمىتوانيم تجديد قوا كنيم ، از قلعه ها بيرون شويد ، تا با محمد بجنگيم . يهوديان گفتند : امروز روز شنبه است ، كه ما يهوديان هيچ كارى را جائز نمىدانيم ، و گذشته از اين اصلا ما حاضر نيستيم در جنگ با محمد با شما شركت كنيم ، مگر آنكه از مردان سرشناس خود چند نفر را به ما گروگان دهيد ، كه از اين شهر نرويد ، و ما را تنها نگذاريد ، تا كار محمد را يكسره كنيد . ابو سفيان وقتى اين پيام يهوديان را شنيد گفت : به خدا سوگند نعيم درست گفت : ناگزير كسى نزد بنى قريظه فرستاد كه احدى را به شما گروگان نمىدهيم ، مىخواهيد در جنگ شركت كنيد و مىخواهيد در قلعه خود بنشينيد ، يهوديان هم گفتند : به خدا قسم نعيم درست گفت ، در پاسخ قريش پيام دادند كه به خدا سوگند با شما شركت نمىكنيم ، مگر وقتى گروگان بدهيد ، و خداوند به اين وسيله اتحاد بين لشكر را بهم زد ، آن گاه در شبهاى زمستانى