( ع ) فرمود ساكت باش ، تو تنها فاسقى و بس ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل كرد : * ( « أفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ » ) * « 1 » .
مؤلف : اين روايت را صاحب مجمع البيان از واحدى از ابن عباس « 2 » و نيز سيوطى در الدر المنثور « 3 » از كتاب اغانى و واحدى و ابن عدى و ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر از ابن عباس ، و نيز از ابن اسحاق و ابن جرير از عطاء بن يسار ، و از ابن ابى حاتم از اسدى از ابن عباس نقل كرده ، و نيز از ابن ابى حاتم از ابن ابى ليلى ، نظير آن را روايت كرده .
و در كتاب احتجاج از حسن بن على ( ع ) در حديثى كه راجع به احتجاج آن جناب با عده اى از اطرافيان معاويه است ، آمده كه فرمود : اما تو اى وليد بن عقبه ، به خدا سوگند من تو را به خاطر دشمنىات با على ملامت نمىكنم ، زيرا آن جناب تو را به خاطر مىگسارىات هشتاد تازيانه زد ، و پدرت را هم در جنگ بدر با دست خود به سختترين وجهى بكشت ، ولى فقط از تو مىپرسم چگونه او را ناسزا مىگويى ؟ با اينكه خدا او را در ده آيه از قرآن مؤمن خوانده و تو را در قرآن فاسق معرفى كرده و فرموده : * ( « أفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ » ) * « 4 » .
و در الدر المنثور است كه : ابن مردويه ، از ابن ادريس خولانى ، روايت كرده كه گفت : من از عبادة بن صامت ، از آيه * ( « وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الأَكْبَرِ » ) * پرسيدم ، گفت : من معناى اين آيه را از رسول خدا ( ص ) پرسيدم ، فرمود :
منظور از عذاب نزديكتر ، مصائب و بيماريها و دشواريهاست ، كه به سوى اسرافگران در دنيا روى مىآورد ، نه عذاب آخرت ، عرضه داشتم : يا رسول اللَّه عذاب ادناى ما چيست ؟ ( ما كه نه مصيبت ديدهايم و نه بيمار شدهايم و نه گرفتارى سختى ديدهايم ) ، فرمود : عذاب ادناى شما زكات و طهارت است « 5 » .
و در مجمع البيان گفته : در روايت از امام باقر و امام صادق ( ع ) آمده كه فرمودند : عذاب أدنى دابه و دجال است « 6 » .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 170 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 332 .
( 3 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 178 .
( 4 ) احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 412 ، طبع نجف .
( 5 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 178 .
( 6 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 332 .