( ص ) در معناى آيه * ( « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ » ) * ، فرمود : اينان كسانى هستند كه قبل از عشاء نمىخوابند ، خداى تعالى ثنايشان گفته ، از آن به بعد صحابه از رفتن در بستر خواب خوددارى مىكردند ، مبادا خواب بر چشم آنان غلبه كند ، پس وقت عشاء عبارت است از آن هنگامى كه هنوز بچه ها به خواب نرفته ، و بزرگسالان كسل نشده باشند « 1 » .
مؤلف : اين روايت را الدر المنثور به چند طريق ديگر كه بعضى سندش تمام و بعضى ناتمام است نقل كرده ، و صدر آن را شيخ طوسى - رحمه اللَّه - در امالى به سند خود از امام صادق ( ع ) در ذيل همين آيه آورده ، چيزى كه هست عبارتش چنين است : صحابه ديگر نمىخوابيدند ، مگر اينكه نماز عشاء را مىخواندند « 2 » .
و در كافى به سند خود از سليمان بن خالد از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : مىخواهى تو را خبر دهم از اصل و فرع و بلندى مقام اسلام ؟ عرضه داشتم : بله ، فدايت شوم ، فرمود : اصل آن نماز ، و فرعش زكات ، و مقام بلندش جهاد است .
آن گاه فرمود : اگر بخواهى تو را از ابواب خير خبر مىدهم ، عرضه داشتم : بفرماييد ، فدايت شوم ، فرمود : روزه سپر از آتش دوزخ ، و صدقه از بين برنده خطايا ، و نماز در دل شب ياد آورنده خدا است ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ » ) * « 3 » .
مؤلف : اين معنا را برقى نيز در محاسن به سند خود از على بن عبد العزيز از امام صادق ( ع ) « 4 » و در مجمع البيان از واحدى به سند خود از معاذ بن جبل ، از رسول خدا ( ص ) « 5 » و در الدر المنثور « 6 » از ترمذى و نسايى و ابن ماجه ، و ديگران از معاذ از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند .
و در الدر المنثور است كه ابن جرير از مجاهد روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) مساله شبزنده دارى را براى ما مىگفت ، ديدگانش پر از اشك شد ، بطورى كه اشك از ديدگانش فرو ريخت ، و همى خواند : * ( « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ » ) * « 7 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 175 .
( 2 ) امالى شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 300 ، طبع نجف .
( 3 ) كافى ، ج 2 ، ص 23 ، ح 15 .
( 4 ) محاسن ، ص 289 ، ج 434 ، طبع قم .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 331 .
( 6 و 7 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 175 .