اين مراد از عذاب « اكبر » هم عذاب قيامت خواهد بود .
و معناى آيه اين است كه سوگند مىخورم كه به زودى از عذاب ادنى يعنى عذاب نزديكتر ، از عذاب قيامت چيزى از قبيل قحطى و مرض و جنگ و خونريزى و امثال آن به ايشان مىچشانيم ، باشد ، كه قبل از عذاب روز قيامت به سوى ما برگردند ، و از شرك و لجبازيشان توبه نمايند .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : اگر عذاب دنيا را عذاب نزديكتر خواند ، و عذاب قيامت را عذاب بزرگتر ، با اينكه جا داشت عذاب دنيا را در مقابل عذاب بزرگتر قيامت ، عذاب كوچكتر بخواند ، براى اين است كه مقام ، مقام تهديد و تخويف بود ، و در چنين مقامى مناسب نبود عذاب را كوچكتر بخواند ، لذا آن را عذاب نزديكتر خواند ، و به همين علت عذاب قيامت را هم در مقابل عذاب نزديكتر دنيا عذاب دور تر نخواند ، چون با مقام تهديد مناسب نبود .
* ( « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّه ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ » ) * گويا اين آيه در مقام بيان علت مطالب قبل يعنى چشاندن عذاب ادنى قبل از عذاب اكبر است ، مىفرمايد به اين علت ايشان را عذاب مىكنيم كه مرتكب شديدترين ظلم شدند ، و آن اين است كه از آيات ما بعد از تذكر اعراض مىكردند ، پس اينان مجرمينند ، و خدا از مجرمين انتقام خواهد گرفت .
پس جمله * ( « وَمَنْ أَظْلَمُ . . . » ) * ، تعليل عذاب است به اينكه شديدترين ظلم را مرتكب شدند ، آن گاه جمله * ( « إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ » ) * تعليل عذاب ظالمان است ، به اينكه چون مجرمند ، و عذاب هم انتقام از مجرمين است ، و خدا هم انتقام گيرنده از مجرمين است .
* ( « وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِه وَجَعَلْناه هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ » ) * مراد از « الكتاب » ، تورات است . و كلمه « مرية » به معناى شك و بدگمانى است .
مفسرين در مرجع ضمير در كلمه « لقائه » ، و نيز در معناى كلمه مزبور اختلاف كردهاند ، بعضى « 2 » گفتهاند : ضمير به موسى ( ع ) برمىگردد . و مفعول كلمه ، لقاء است ، و تقدير كلام « فلا تكن فى مرية من لقائك موسى » است ، يعنى شك نكن در ديدارت با موسى ، چون رسول خدا ( ص ) - به طورى كه در روايات هم آمده - شب
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 25 ، ص 183 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 137 .