و در خصال از ابى اسامة از ابى عبد اللَّه امام صادق ( ع ) روايت كرده كه وى گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : آيا نمىخواهيد از پنج چيز خبرتان دهم ، كه خداى تعالى احدى از خلق خود را به آنها آگاه نساخته ؟ مىگويد : عرضه داشتم : بله ، فرمود : خداوند تاريخ قطعى قيام قيامت را مىداند ، و به احدى از خلق خود خبر نداده ، و خداوند باران را نازل مىكند ، و آنچه در رحمها هست مىداند ، و هيچ كس نمىداند كه فردا چه چيزى كسب مىكند ، و هيچ كس نمىداند در چه سرزمينى مىميرد ، ولى خدا همه اينها را مىداند ، و از آنها با خبر است « 1 » .
مؤلف : در عين حال روايات بسيار زيادى از رسول خدا ( ص ) و ائمه ( ع ) رسيده كه اين حضرات از آينده حال خود و از زمان مرگشان و اينكه در چه سرزمينى از دنيا مىروند خبر دادهاند ، و اين روايات بسيار ، روايت بالا و نظائر آن را تقييد مىكند ، و حاصل مجموع روايات اين مىشود ، كه علم اين پنج امر مخصوص خدا است ، و به كسى نداده ، مگر آن كس كه خود به وى تعليم نموده است ، البته در اين دسته از روايات رواياتى هست كه قبول تقييد نمىكند ، مثلا در آنها آمده كه حتى به تعليم الهى نيز كسى در اين پنج مساله آگاه نمىشود ، ليكن به اين روايات نبايد اعتناء كرد ، براى اينكه روايات پيشگوييهاى ائمه و رسول خدا ( ص ) آن قدر زياد است ، كه نمىشود به خاطر يك روايت از همه آنها چشم پوشيد .
و در الدر المنثور است كه ابن منذر ، از عكرمه روايت كرده كه گفت : مردى به نام وراث از قبيله بنى مازن بن حفصة بن قيس غيلان ، نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، و گفت : اى محمد قيام قيامت چه وقت است ؟ تا از اين بدبختىها نجات يابيم ؟ ديگر اينكه قحطى همه جا و همه سرزمينهاى ما را فرا گرفته ، چه وقت نعمت فراوان مىشود ؟ ، و من وقتى از قبيلهام بيرون مىآمدم زنم حامله بود ، چه وقت پا سبك مىكند ؟ ديگر اينكه امروز فهميدم چه چيزها به دستم آمد ، بفرما فردا چه به دست مىآورم ؟ و ديگر اينكه من فهميدم در كجا به دنيا آمدم ، بفرما ببينم در كجا از دنيا مىروم ؟ پس اين آيه در پاسخ وى نازل شد « 2 » .
مؤلف : اين روايت خالى از اشكال نيست ، براى اينكه آيه شريفه با فقرات سؤال منطبق نيست ، در آيه نيامده كه خدا مىداند حمل حامله چه وقت به دنيا مىآيد ، تا جواب از
هامش
( 1 ) خصال ، ج 1 ص 290 ، ح 49 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 169 .