راغب گفته : كلمه « جزاء » به معناى بى نيازى و كفايت است « 1 » ، و گفته : « غررت فلانا » به اين معنا است كه من رگ خواب او را جستم ، و آنچه از او مىخواستم گرفتم ، و « غرة » به معناى غفلت در بيدارى است ، و كلمه « غرار » به معناى غفلت با چرت و فتور است ، - تا آنجا كه مىگويد : پس غرور به معناى هر چيزى است كه آدمى را فريب مىدهد ، چه مال باشد ، و چه جاه ، و چه شهوت ، و چه شيطان ، چيزى كه هست بعضى از مفسرين كلمه « غرور » را به شيطان تفسير كردهاند ، و اين بدان جهت است كه او خبيثترين فريبدهندگان است و بعضى ديگر آن را به دنيا تفسير كردهاند چون در مثل گفته شده « الدنيا تغر و تضر و تمر - دنيا غرور مىآورد و ضرر مىزند و مىگذرد » « 2 » .
و بنا به گفته وى معناى آيه اين مىشود : « اى انسانها بپرهيزيد از پروردگارتان » ، و او خداى سبحان است ، « و بترسيد روزى را » و آن روز قيامت است ، كه « لا يجزى » كفايت نمىكند « پدرى از فرزندش ، و نه مولودى كفايت كننده و بى نياز كننده است » چيزى را « از والد خويش ، كه وعده خدا » به آمدن قيامت « حق » است ، يعنى ثابت است و تخلف ناپذير ، * ( « فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » ) * پس زنهار ، كه زندگى دنيا با زينت فريبنده خود شما را بفريبد * ( « وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » ) * و بطور كلى به هوش باشيد ، كه هيچ فريبنده اى چه از شؤون زندگى باشد ، و چه خصوص شيطان شما را گول نزند .
* ( « إِنَّ اللَّه عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ ما فِي الأَرْحامِ وَما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ خَبِيرٌ » ) * كلمه « غيث » به معناى باران مىباشد ، و معناى جمله هاى آيه روشن است .
چيزى كه در تفسير اين آيه لازم است گفته شود ، اين است كه در اين آيه سه مورد از مواردى كه علم خدا متعلق بدانها است بر شمرده ، يكى علم به قيام قيامت ، كه از مسائلى است كه خداوند علم بدان را به خود اختصاص داده ، و احدى جز او از تاريخ وقوع آن خبر ندارد ، هم چنان كه جمله « * ( إِنَّ اللَّه عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ ) * - به درستى خدا نزد او است علم به قيامت » ، نيز اين انحصار را مىرساند .
دوم مساله فرستادن باران ، و سوم علم بدانچه در رحم زنان است ، از پسر و دختر ، كه خداوند اين دو را نيز به خود اختصاص داده مگر آنكه خودش تعليم كسى كند .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « جزاء » .
( 2 ) مفردات راغب ، ماده « غرر » .