* ( « مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْه كُفْرُه وَمَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ » ) * ظاهرا اين آيه مىخواهد « يَتَفَرَّقُونَ » را كه در آيه قبل بود تفسير كند ، و در جمله * ( « فَعَلَيْه كُفْرُه » ) * ممكن هست مضاف حذف شده باشد ، و تقدير آن « فعليه و بال كفره » باشد ، يعنى هر كس كفر بورزد و بال كفرش بر خودش مىباشد و ممكن هم هست مضافى در تقدير نباشد و معنايش « هر كه كفر بورزد كفرش عليه خودش است » باشد ، چون همان عمل و يا اعتقادى كه در اين نشاه كفر نام دارد ، در نشاه ديگر به آتش جاودانه منقلب مىشود . اين آيه بيان يكى از دو فريق است ، و فريق ديگر را آيه بعدى بيان مىكند .
* ( « وَمَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ » ) * - كلمه « يمهدون » از مهد است ، كه به معناى گستردن بستر و استفاده از آن است ، و فريق دوم كه ايمان آورده و عمل صالح كردند ، بسترى براى خود گستردهاند ، و اگر فرموده : « فلانفسهم » با اينكه هر يك از ايشان يك نفرند ، و بايد فرموده باشد هر كس عمل صالح كند براى خود . . . ، نه براى خودشان ، اين بدان جهت است كه نظر به معناى « من » دارد ، كه جمع است ، نه به لفظ آن كه مفرد است ، هم چنان كه در جمله شرطيه سابق كه مىفرمود : * ( « مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْه كُفْرُه » ) * نظر به لفظ « من » داشت ، و ضمير را مفرد آورد .
نكته ديگر اينكه در جمله مورد بحث در شرط كردن اكتفاء كرد به عمل صالح ، و نامى از ايمان نياورد ، و اين بدان جهت است كه عمل بدون ايمان صالح نمىشود ، علاوه بر اين چون در آيه قبلى شرط ايمان را آورده بود ، ديگر حاجت به تكرار نداشت .
و معناى آيه اين است كه : كسانى كه - بعد از ايمان - اعمالى صالح را كردند براى خود تهيه ديدهاند ، سرمايه اى را كه با آن زندگى كنند ، و به زودى بر آنچه براى خود گستردهاند قرار مىگيرند .
* ( « لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْ فَضْلِه إِنَّه لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ » ) * راغب گفته : كلمه « جزاء » به معناى بى نيازى و كفايت است ، چنان كه خداى تعالى فرموده : « لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً » « 1 » و نيز فرموده : « لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِه وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِه شَيْئاً » « 2 » ، و نيز به معناى آن مقابلى كه كفايت كند ، و در ازاء مقابل خود قرار گيرد ، آمده ، مىگويى : « جزيته كذا - من او را اين طور جزاء دادم ، و يا جزيته بكذا - من
هامش
( 1 ) روز قيامت كسى كس ديگر را بى نياز نمىكند . سوره بقره ، آيه 48 - 117 .
( 2 ) هيچ پدرى كفايت از فرزند خود نكند ، و هيچ فرزندى كفايت از والدش نكند . سوره لقمان ، آيه 33 .