« لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » راغب مىگويد : اصل « جرم » به فتح جيم و سكون راء ، به معناى كندن ميوه از درخت است ، - تا آنجا كه مىگويد - و « أجرم » به معناى اين است كه : فلانى صاحب جرم شد ، مانند « أثمر و أتمر و البن » كه به معناى اين است كه : صاحب ميوه و خرما و شير شد . اين معناى لغوى ثلاثى و باب افعال كلمه است ، و ليكن به عنوان استعاره در ارتكاب هر عمل زشتى استعمال مىشود ، و در سراسر كلام عرب ديده نشده كه اين كلمه در حق اشخاص دانا و پسنديده استعمال شود « 1 » .
و اين آيه شريفه نظير جمله معترضه است ، و گويا بدين منظور آمده كه بيان كند براى مؤمنين حقى بر پروردگارشان هست ، و آن اين است كه : در دنيا و آخرت ياريشان كند ، كه يكى از مصاديق يارى او از ايشان اين است كه از مجرمين انتقام بگيرد .
اين حقى است كه از ناحيه خود خداى تعالى براى مؤمنين جعل شده ، پس ديگر جا ندارد كسى بر آن اشكال كند كه : خدا هيچ وقت مقهور و محكوم غير خود نمىشود .
« فانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا » - « فاء » بر سر اين جمله فاى فصيحه است ، و معنايش اين است كه : پس بعضى از ايشان ايمان آورده ، و بعضى ديگر جرم كردند ، در نتيجه ما از مجرمين انتقام گرفتيم ، و اين همواره حقى است به عهده ما كه مؤمنين را يارى كنيم ، يعنى از عذاب نجات داده و مخالفينشان را هلاك كنيم ، و در اين آيه تا حدى اشعار به اين معنا است كه انتقام از مجرمين به خاطر مؤمنين است ، چون يكى از مصاديق نصرت آنان است .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ » ) * ، نقل كرده كه فرمودند : فساد خشكى به نيامدن باران است ، كه باعث تباهى حيوانات مىشود ، و همچنين فساد در دريا كه آن هم با نيامدن باران و هلاك جنبندگان درياست ، و نيز امام صادق ( ع ) فرمود : زندگى جنبندگان دريا به باران بستگى دارد ، پس اگر باران نيايد ، هم خشكى فاسد مىشود ، هم دريا ، و اين وقتى است كه گناهان بسيار شود « 2 » .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « جرم » .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 160 .