در جمله * ( « إِنَّ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » ) * با اينكه مىتوانست ضمير بياورد و بفرمايد : « انه بكل شىء عليم » ضمير نياورد و اسم « اللَّه » را آورد ، براى اين است كه بر علت حكم دلالت كند و چنين معنا دهد كه او بر همه چيز داناست براى اينكه « اللَّه » است .
و معناى آيه اين است كه : خداوند رزق را بر هر كس بخواهد توسعه مىدهد و بر هر كس بخواهد تنگ مىگيرد و نمىخواهد مگر بر طبق مصلحت براى اينكه او به هر چيزى داناست ، چون اللَّه است كه جامع تمامى صفات كمال است .
* ( « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِه الأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها ) * . . . * ( لا يَعْقِلُونَ » ) * مراد از احياى زمين بعد از مردن آن ، روياندن گياهان در بهار ، بعد از مردن آنها در زمستان است .
* ( « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه » ) * - يعنى خدا را در برابر اينكه حجت را بر دشمنان تمام كرد ، و مجبورشان كرد كه اعتراف كنند به اينكه مدبر امور خلقت نيز خداست ، حمد بگو ، چون با اين تماميت حجت ديگر چاره اى ندارند جز اينكه تنها خدا را بپرستند ، و بتها و ارباب آنها را رها كنند .
* ( « بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » ) * - يعنى بيشترشان در آيات خدا تدبر نمىكنند ، و عقل خود را قاضى و حاكم نمىكنند ، تا خدا را بشناسند ، و حق را از باطل تميز دهند ، پس معناى جمله « لا يعقلون » ، اين شد كه آن طور كه سزاوار است تعقل نمىكنند .
* ( « وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ، لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » ) * كلمه « لهو » ، به معناى هر چيز و هر كار بيهوده اى است كه انسان را از كار مهم و مفيدش باز بدارد ، و به خود مشغول سازد ، بنا بر اين يكى از مصاديق لهو ، زندگى مادى دنياست ، براى اينكه آدمى را با زرق و برق خود و آرايش فانى و فريبنده خود از زندگى باقى و دائمى بازمىدارد ، و به خود مشغول و سرگرم مىكند .
و كلمه « لعب » ، به معناى كار و يا كارهاى منظمى است با نظم خيالى و براى غرض خيالى مثل بازيهاى بچه ها ، زندگى دنيا همانطور كه به اعتبارى لهو است ، همين طور لعب نيز هست ، براى اينكه فانى و زودگذر است ، هم چنان كه بازيها اين طورند ، عده اى بچه با حرص و شور و هيجان عجيبى يك بازى را شروع مىكنند ، و خيلى زود از آن سير شده و از هم جدا مىشوند .
و نيز همانطور كه بچه ها بر سر بازى داد و فرياد راه مىاندازند ، و پنجه بر روى هم