و نيز در همان كتاب است كه رسول خدا ( ص ) به معاذ فرمود :
اى معاذ سابقين كسانى هستند كه شبها را با ذكر خدا زنده مىدارند ، و كسى كه دوست دارد در باغهاى بهشت گردش كند ، زياد ذكر خداى عز و جل بگويد « 1 » .
و در كافى به سند خود از عبدى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه * ( « بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ » ) * ، فرمود : منظور از اينان كه علم داده شدهاند ، ائمهاند « 2 » .
مؤلف : اين معنا در كافى « 3 » و در بصائر الدرجات « 4 » به چند طريق روايت شده ، و منظور در همه آنها تطبيق كلى بر فرد بارز آن است ، به دليل اينكه در روايت بعدى خواهيد ديد كه آيه را منحصر در ائمه ندانستهاند .
و در بصائر الدرجات به سند خود از بريد بن معاويه ، از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب معناى آيه * ( « بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ » ) * را پرسيدم ، فرمود : شماييد آن كسانى كه علم داده شدهاند ، شما نباشيد چه كسى ممكن است باشد ؟ « 5 » .
و در الدر المنثور است كه : اسماعيلى در معجم خود ، و ابن مردويه از طريق يحيى بن جعده ، از ابى هريره روايت كردهاند كه گفت : مردمى از اصحاب رسول خدا ( ص ) از تورات چيزهايى مىنوشتند اين خبر به رسول خدا ( ص ) رسيد ، فرمود : احمقترين احمقان ، و گمراه ترين گمراهان ، مردمى هستند كه از كتابى كه خداوند بر پيغمبرشان نازل كرده ، روىگردان شوند ، و علاقمند به كتابى شوند كه خدا بر غير پيغمبر آنان نازل كرده و براى امتى غير از آنان فرستاده ، در همين جريان بود كه آيه شريفه * ( « أوَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ . . . » ) * نازل شد « 6 » .
و در همان كتاب است كه ابن عساكر ، از ابى مليكه روايت كرده كه گفت : عبد اللَّه بن عامر بن كريز هديه اى براى عايشه فرستاد ، عايشه خيال كرد فرستنده آن عبد اللَّه عمر است ، لذا هديه را برگردانيد ، و گفت : اين پسر عمر قرآن كريم را رها كرده ، و كتابهاى ديگر را تتبع مىكند ، با اينكه خداى تعالى فرمود : * ( « أوَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ » ) *
هامش
( 1 ) نور الثقلين ، ج 4 ، ص 162 .
( 2 و 3 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 167 .
( 4 و 5 ) بصائر الدرجات ، ص 204 .
( 6 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 149 .