تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و در نهج البلاغه آمده كه مردى در محضر على بن ابى طالب ( ع ) برخاست و گفت ، ما را از معناى فتنه خبر بده ، و بفرما آيا خودت معناى آن را از رسول خدا ( ص ) پرسيده اى ؟ على ( ع ) فرمود : وقتى آيه * ( « الم . أحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ » ) * نازل شد ، من فهميدم كه ما دام كه رسول خدا ( ص ) در بين ما است ، فتنه اى به ما نازل نمىشود ، از رسول خدا ( ص ) پرسيدم ، اين فتنه چيست ، كه خدا از آن به تو خبر داده ؟ فرمود : يا على امت من به زودى بعد از من در بوته فتنه و آزمايش قرار مىگيرند « 1 » . و در كتاب توحيد از على ( ع ) روايت آمده كه در ضمن حديثى طولانى كه در پاسخ سؤالات مردى از آن جناب از آيات قرآنى است ، فرموده : در آيه * ( « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه لآتٍ » ) * ، مقصود از « من كان يؤمن » كسى است كه ايمان داشته باشد ، به اينكه روزى مبعوث مىشود ، و وعده خدا از ثواب و عقاب خواهد آمد ، پس لقاء در اين آيه به معناى ديدن با چشم نيست ، بلكه مراد از آن بعث است ، پس هر جا كه در كتاب خدا به كلمه « لقاء - ديدار » برخوردى معنايش را بفهم ، و بدان كه منظور آن بعث و قيامت است « 2 » . مؤلف : مراد امام ( ع ) اين است كه ديدن به چشم را نفى كند ، و آيه را با لازمه معنا ، معنا كرده است ، نه اينكه معناى لقاء بعث باشد . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه » ) * آمده كه هر كس لقاى خدا را دوست بدارد . و در معناى جمله * ( « وَمَنْ جاهَدَ » ) * آمده كه يعنى بر سر لذات و شهوات و گناهان با نفس خود مبارزه كند : * ( « فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِه إِنَّ اللَّه لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ » ) * به نفع خود مبارزه كرده ، چون خدا بى نياز از عالميان است ، و در معناى جمله * ( « وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه حُسْناً » ) * آمده كه مراد از والدين ، پدر و مادر تنى است « 3 » . و نيز در همان كتاب در ذيل آيه * ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَلْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ » ) * فرمود : كفار به مؤمنين مىگفتند بياييد با ما باشيد ، و دست از دين خود برداريد ، براى اينكه آن قيامتى كه از آن مىترسيد چيزى نيست ، و بفرضى هم كه حق باشد ، ما گناهان شما را بدوش خود مىكشيم ، و گردن مىگيريم ، خداوند هم دو بار ايشان را عذاب
هامش
( 1 ) نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 220 . ( 2 ) توحيد صدوق ، ص 258 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 148 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 164 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى