ولى اين درست نيست ، چون اعتبار آيه از حيث اينكه در سياق خاصى قرار گرفته يك مطلب است ، و اعتبار آن از نظر خود الفاظش مطلبى ديگر است ، و آنچه كه اعتبار اولى اقتضاء مىكند و از نظر غرض سوره هم اهميت دارد همان است كه ما گفتيم ، و اما به اعتبار دوم اقتضايش عموميت است ، و هيچ حرفى در آن نيست .
* ( « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه لآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * . . . * ( كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * بعد از آنكه خداى سبحان مردم را سرزنش كرد بر اينكه در امر ايمان به خدا سهلانگارند ، و به خاطر بلا و اذيت مشركين از ايمان برمىگردند و مشركين را سرزنش كرد به اينكه هم چنان مؤمنين را آزار مىدهند ، و از راه خدا بازمىدارند ، تا به اين وسيله به خيال خود نور خدا را خاموش كنند ، و خدا را بستوه آورند ، و جلو خواست او را بگيرند ، و نيز بعد از آنكه هر دو طايفه را در پندارشان تخطئه فرمود ، اينك در اين آيات لحن كلام را برگردانيده ، حق مطلب را بيان مىكند ، آن حقى كه به هيچ وجه نمىشود از آن به سوى چيز ديگرى عدول نمود ، و آن واجبى كه به هيچ وجه نمىشود از آن شانه خالى كرد .
در اين آيات سه گانه بيان مىكند كه هر كس به خدا ايمان آورد به اين اميد كه به سوى او بازگردد ، و به ديدار او نائل شود ، بايد بداند كه روز ديدار او خواهد رسيد و نيز بايد بداند كه خدا گفته هايش را مىشنود ، و به احوال و اعمالش دانا است ، پس بايد حواس خود را جمع كند ، و احتياط را از دست ندهد ، و حقيقتا ايمان آورد ، ايمانى كه هيچ فتنه و بلايى او را از آن برنگرداند ، و هيچ آزارى از ناحيه دشمنان خدا آن را سست نكند ، و بايد كه در راه خدا حقيقتا جهاد كند ، و باز بايد بداند كه آن كسى كه از جهاد وى بهره مند مىشود خود اوست ، و خدا هيچ احتياجى به او ندارد ، نه به ايمانش ، و نه به جهادش ، نه به خود او ، و نه به احدى از عالميان .
و باز بايد بداند كه اگر ايمان بياورد و عمل صالح كند به زودى خدا گناهانش را مىآمرزد و به اعمال خويش پاداش مىدهد ، و اين دو علم اخير علم اول را تاكيد نموده ، و مستوجب ملازمه او با وجوب ايمان و صبر در برابر فتنه ها در راه خدا مىشوند .
پس جمله * ( « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه » ) * ابتداى برگشتن از لحن كلام سابق به بيان حال كسى است كه مىگويد : ايمان آوردم ، و مىفهماند چنين كسى حتى اگر مختصرى هم راست بگويد ايمان مىآورد چون كه اميد دارد روزى به سوى خدا بازگردد ، و آن روز قيامت است ، زيرا اگر قيامتى در كار نبود دين و ايمان به كلى لغو و بيهوده مىشد . پس مراد از جمله