ايمان آوريم عرب ما را از سرزمينمان مىربايند ، و سپس جوابهايى از آن داد ، اينك در اين آيات داستان قارون بنى اسرائيل را خاطرنشان فرموده ، تا از اين داستان عبرت بگيرند ، چون حال و وضع قارون درست حال و روز مشركين را مجسم مىكند ، و چون كفر او ، كارش را به آن عاقبت زشت كشانيد ، پس مشركين نيز بترسند از اينكه مثل آنچه كه بر سر قارون آمد ، بر سرشان بيايد زيرا خداى تعالى از مال دنيا آن قدر به او روزى داده بود كه سنگينى كليد گنجينه هايش مردان نيرومند را هم خسته مىكرد ، و در اثر داشتن چنين ثروتى خيال مىكرد كه او خودش اين ثروت را جمعآورى كرده ، چون راه جمعآورى آن را مىدانسته و خودش فكر بوده و حسن تدبير داشته ، اين فكر او را مغرور نمود ، پس از عذاب الهى ايمن و خاطر جمع شد ، و زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده و در زمين فساد برانگيخت ، خداى تعالى هم او و خانه او را در زمين فرو برد ، نه آن خوش فكرى و حسن تدبيرش ، مانع از هلاكت او شد و نه آن جمعى كه دورش بودند .
* ( « إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَآتَيْناه مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَه لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ » ) * در مجمع البيان گفته : كلمه « بغى » به معناى برترىطلبى بدون حق است و نيز گفته : كلمه « مفاتح » جمع مفتح است ، هم چنان كه كلمه « مفاتيح » جمع مفتاح است ، و معناى هر دو يكى است ، و آن عبارت است از هر چيزى كه قفلها را باز مىكند ، و نيز گفته :
« ناء بحمله ينوء نوءا » ، معنايش اين است كه كسى بارش را با اينكه برايش سنگين بود از زمين بلند كرد « 1 » ديگران « 2 » گفتهاند : « ناء به الحمل » معنايش اين است كه : بار او از شدت سنگينى كمرش را خوابانيد . و اين معنا با آيه شريفه موافقتر است .
و نيز در مجمع البيان گفته : كلمه « عصبة » به معناى جماعتى بهم پيوسته است ، ولى در عدد آن اختلاف است ، بعضى گفتهاند : « عصبه » ما بين ده نفر تا پانزده نفر را گويند - نقل از مجاهد - . و بعضى ديگر گفتهاند : ما بين ده تا چهل را « عصبه » گويند - نقل از قتاده - . و بعضى ديگر گفتهاند : « عصبه » به معناى چهل نفر است . - نقل از ابى صالح « 3 » - .
بعضى ديگر گفتهاند ما بين سه تا ده نفر است - نقل از ابن عباس - . و بعضى ديگر گفتهاند : به معناى جماعتى است كه به يكديگر تعصب بورزند « 4 » .
و ليكن كلام برادران يوسف كه به پدر گفتند : « وَنَحْنُ عُصْبَةٌ - ما عصبه هستيم » « 5 »
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 265 .
( 5 ) سوره يوسف ، آيه 8 .