تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
و جمله * ( « لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ) * به هر دو يعنى سكونت در شب و طلب روزى در روز بر مىگردد ، و معنايش اين است كه : خدا شب را چنان ، و روز را چنين كرد ، باشد كه شما شكر بگزاريد . جمله * ( « وَمِنْ رَحْمَتِه جَعَلَ لَكُمُ » ) * در معناى اين است كه فرموده باشد : « جعل لكم و ذلك رحمة منه - خدا روز را براى شما قرار داد ، و اين خود رحمتى است از او » و اين اشاره است به اينكه تكوين مانند سكون و طلب رزق و تشريع كه عبارت است از هدايت خلق به سوى شكر خالق ، همه و همه آثار رحمت او هستند - دقت فرماييد - . * ( « وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ » ) * تفسير اين آيه گذشت ، چون قبلا هم اين مطلب را فرموده بود ، و اگر در اينجا آن را تكرار كرد ، بدان جهت است كه مضمون آيه بعدى بدان احتياج داشت . * ( « وَنَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ . . . » ) * اين آيه شريفه به اين معنا اشاره مىكند كه در روز قيامت بطلان پندارشان به خوبى روشن مىشود ، و مراد از « شهيد » گواه اعمال است ، - كه در چند جا از اين كتاب به آن اشاره شد - و آيه شريفه ظهورى در اين معنا ندارد كه مراد از شهيد پيغمبر مبعوث در هر امت است ، چون كلمه شهيد را مفرد آورده ، و كلمه امت به معناى جماعتى از مردم است ، و جماعت از مردم هيچ ظهورى ندارد در جماعتى كه پيغمبر به سوى آنها فرستاده شده باشد ، تا چه رسد به اينكه بگوييم صريح در آن است ، بله چنين جماعتى كه پيغمبرى دارند يكى از مصاديق امت است . و معناى اينكه فرمود : * ( « فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ » ) * اين است كه : ما از آنان مطالبه برهان كرديم و از ايشان خواستيم تا بر پندار خود كه مىگفتند خدا شريك دارد ، حجتى قاطع بياورند .
* ( « فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّه وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ » ) * - ، يعنى پندار باطلشان ، كه خدا شريكى دارد ، از ايشان غايب شد ، و در آن هنگام به يقين دانستند كه حق الوهيت ، تنها براى خدا است ، و خدا در الوهيت ، شريكى ندارد ، پس مراد از جمله * ( « ضَلَّ عَنْهُمْ » ) * به طور استعاره اين است كه : غايب شد از ايشان كه ساير مفسرين « 1 » نيز جمله را به همين معنا تفسير كرده‌اند ، و بنا بر اين در كلام ، تقديم و تاخيرى شده ، و اصل در آن « فضل عنهم ما كانوا يفترون فعلموا ان الحق للَّه - غايب شد از ايشان آنچه افتراء مىبستند ، و در نتيجه فهميدند كه حق با خداى
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 109 .