تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
گفت : من اين جمله را نازل نكرده‌ام ، اين از شيطان است ، پس اين آيه نازل شد : * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ . . . » ) * « 1 » .
مؤلف : اين روايت به چند طريق از ابن عباس و جمعى از تابعين روايت شده ، و جماعتى از تابعين از جمله حافظ ابن حجر آن را صحيح دانسته‌اند . و ليكن ادله قطعيى كه دلالت بر عصمت آن جناب دارد متن اين روايت را تكذيب مىكند هر چند كه سندش صحيح باشد ، پس ما به حكم آن ادله لازم است ساحت آن جناب را منزه از چنين خطايى بدانيم . علاوه بر اين كه اين روايت شنيعترين مراحل جهل را به آن جناب نسبت مىدهد براى اينكه به او نسبت مىدهد كه نمىدانسته جمله « تلك الغرانيق العلى . . . » كلام خدا نيست و جبرئيل آن را نياورده و نمىدانسته كه اين كلام كفر صريح و موجب ارتداد از دين است . تازه اين نادانىاش آن قدر ادامه يافته تا سوره تمام شده ، و سجده آخر آن را به جا آورده باز هم متوجه خطاى خود نشده تا جبرئيل نازل شده ، دوباره سوره را بر او عرضه كرده و اين دو جمله كفرآميز را هم جزو سوره خوانده است . آن وقت جبرئيل گفته من آن را نازل نكرده‌ام . از همه بدتر اينكه جبرئيل آيه * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ . . . » ) * را نازل كرده ، و نظاير اين كفر را براى همه انبياء و مرسلين اثبات نموده است . از همين جا روشن مىشود كه توجيه و عذرى كه بعضى به منظور دفاع از حديث درست كرده‌اند باطل و عذرى بدتر از گناه است و آن اين است كه « اين جمله از آن حضرت سبق لسانى بوده و شيطان در او تصرفى كرده كه در نتيجه دچار اين اشتباه و غلط شده » براى اينكه نه متن حديث را مىگويد و نه دليل عصمت چنين خطايى را براى انبياء جايز مىداند . علاوه بر اينكه اگر مثل چنين تصرفى براى شيطان باشد كه در زبان رسول خدا ( ص ) تصرف نموده ، يك آيه و يا دو آيه غير قرآنى به عنوان قرآن به زبان او جارى سازد ، ديگر اعتمادى در كلام الهى باقى نمىماند ، چون ممكن است كسى احتمال دهد بعضى از آيات قرآن از همان تصرفات بوده باشد ، و رسول خدا ( ص ) آن طور كه داستان غرانيق مىگويد آن آيات را قرآن پنداشته ، آيه * ( « وَما أَرْسَلْنا . . . » ) * كاشف دروغ بودن يكى از آنها - يعنى همان قصه غرانيق - و سرپوش بقيه آنها باشد . و يا احتمال دهد كه اصلا داستان غرانيق كلام خدا باشد و آيه * ( « وَما أَرْسَلْنا . . . » ) * و هر
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 366 .