تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
روايتى كه در كافى « 1 » ، و معانى « 2 » ، و كمال الدين « 3 » ، از امام صادق ، و كاظم ( ع ) رسيده كه در تفسير * ( « وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ » ) * فرمودند : * ( « بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ » ) * امامى است كه سكوت كرده و * ( « قَصْرٍ مَشِيدٍ » ) * امام ناطق است . و در الدر المنثور است كه حكيم ترمذى - در نوادر الاصول - و ابو نصر سجزى ، در كتاب ابانه ، و بيهقى ، در كتاب شعب الايمان ، و ديلمى ، در مسند فردوس از عبد اللَّه بن جراد روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا فرمود : آن كس كه چشمش نبيند كور نيست بلكه كور كسى است كه بصيرتش از كار افتاده باشد « 4 » . و در كافى به سند خود از زراره از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در حديثى فرمود : نبى كسى است كه فرشته وحى را در خواب مىبيند و صوت را مىشنود ، ولى در بيدارى ملك را نمىبيند و رسول كسى است كه هم صوت را مىشنود و هم در خواب مىبيند و هم در بيدارى فرشته را مشاهده مىكند « 5 » . مؤلف : و در اين معنا روايات ديگرى است . و مراد از معاينه و مشاهده ملك - به طورى كه در روايات ديگر آمده - نازل شدن ملك و ظهورش براى رسول و سخن گفتنش با او و رساندن وحى است به او كه ما بعضى از اين روايات را در ابحاث نبوت در جلد دوم اين كتاب نقل كرديم . و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه به سندى صحيح از سعيد بن جبير روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) سوره « و النجم اذا هوى » را در مكه خواند تا اين آيه : « أفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ، وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى » همين كه اين آيه را خواند شيطان به زبانش انداخت و گفت : « و غرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » گفتند : تا كنون خدايان ما را به نيكى ياد نكرده بود و او خودش به سجده افتاد مردم هم سجده كردند . آن گاه جبرئيل بيامد و گفت : آنچه را كه من بر تو نازل كردم بخوان . رسول خدا ( ص ) خواند تا رسيد به « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » جبرئيل
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 427 . ( 2 ) معانى الاخبار ، ص 111 . ( 3 ) كمال الدين . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 365 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 176 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 560 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى