* ( « لَمَنْ ضَرُّه أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِه . . . » ) * مقول آن قول است ، و كلمه « لمن » مبتدايى است كه لام ابتدا بر سرش در آمده ، و خود آن كلمه موصوله ، وصله آن جمله * ( « ضَرُّه أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِه » ) * مىباشد ، و جمله * ( « لَبِئْسَ الْمَوْلى ، وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ » ) * جواب قسم حذف شده ، و قائم مقام خبرى است كه خود بر آن دلالت مىكند .
و معناى آيه اين است كه : كسى كه بتها را مىپرستد ، روز قيامت خودش بتها را چنين توصيف مىكند كه آنچه من در دنيا مولى و عشير خود گرفتم ، ضررش بيشتر از سودش بود ، و خدايى كه ضررش از سودش بيشتر باشد ، بد مولى و بد عشيرى است ، سوگند مىخورم كه بد مولى و بد عشيرى است .
و اگر فرمود ضررش نزديكتر از سودش است ، بدين جهت است كه روز قيامت آثار سوء بتپرستى را كه همان عذاب جاودان و هلاكت ابدى است مشاهده مىكند . * ( « إِنَّ اللَّه يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ . . . » ) *
بعد از آنكه اصنافى از مردم را ذكر كرد كه يك دسته پيشوايان كفرند ، كه ديگران را به دنبال خود مىكشانند ، و در باره خدا بدون علم جدال مىكنند ، و دسته دوم پيروان ايشانند كه دنبال هر شيطانى را مىگيرند و مانند پيشوايانشان جدال مىكنند و هر دم در خيالاتى هستند كه خدا را از هر راهى كه سود مادى داشت مىپرستند ، و آن گاه ايشان را به وصف ضلالت و خسران توصيف نموده اينك در اين جمله در مقابل آنان صنف ديگرى را هم ذكر مىكند و عبارتند از مؤمنين صالح كه آنان را به داشتن مثواى كريم و سرانجام نيكو توصيف نموده مىفرمايد كه خدا اين سرانجام را براى آنان خواسته است . و ذكر اين اصناف مقدمه و زمينه چينى براى قضاوتى است كه در ذيل آيات خواهد آمد .
* ( « مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَه اللَّه فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُه ما يَغِيظُ » ) * در مجمع البيان گفته : كلمه « سبب » به معناى هر چيزى است كه با آن و به وسيله آن چيز ديگرى را به دست مىآورند و به همين جهت است كه طناب را سبب مىگويند ( كه به وسيله آن آب از چاه بيرون مىآورند ) و طريق را سبب مىگويند ( چون به وسيله آن به مقصد مىرسند ) و درب را سبب مىگويند ( چون به وسيله آن وارد خانه مىشوند ) « 1 » و مراد خداى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 73 .