الكشاف « 1 » .
و حق هم همان است به دليل اينكه در ذيل آن آيه مىفرمايد : * ( « لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه » ) * هم چنان كه در ذيل آيه قبلى فرمود : * ( « وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ » ) * چون اضلال ، كار مقلد - به فتحه لام - و متابعت كار مقلد - به كسر لام - است . ترديدى كه در آيه ميان « علم » و « هدايت » و « كتاب » آمده با اينكه هر يك از آنها شامل دو شق ديگر مىشود خود دليل بر اين است كه مراد از علم هر علمى نيست تا شامل هدايت و كتاب هم بشود بلكه مراد علم مخصوصى است ، هم چنان كه مراد از هدايت ، هدايت مخصوصى است . و اما اينكه آن علم چه علمى و آن هدايت چه هدايتى است ؟ بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از علم ، علم ضرورى و بديهى است ، و مراد از هدايت ، استدلال و فكر صحيحى است كه آدمى را به سوى معرفت راه بنمايد ، و مراد از * ( « كِتابٍ مُنِيرٍ » ) * ، وحى آسمانى است ، كه حق را اظهار مىكند .
ليكن اين حرف صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا هيچ دليلى نيست بر اينكه علم را در آيه حمل بر علم بديهى و ضرورى كنيم . علاوه بر اينكه مجادله كردن در مساله توحيد ، و خداشناسى - چه اينكه مراد از آن اصرار در بحث باشد ، و يا مجادله به معناى اصطلاحى ، يعنى قياس تشكيل شده از مشهورات و مسلمات - خود يكى از طرق استدلال است ، و علم ضرورى به هيچ وجه استدلال نمىخواهد .
از اين توجيه كه بگذريم ، آنچه ممكن است در باره اين تعبير بگوييم اين است كه :
مراد از علم ، علم حاصل از حجت عقلى باشد ، و مراد از هدايت ، علم حاصل از هدايت الهى باشد ، كه تنها نصيب كسانى مىشود كه در بندگى و عبادت خدا خلوص به خرج داده ، دل به نور معرفت او روشن كرده باشند . و يا به عكس ، يعنى به عنايتى ديگر مراد از علم ، هدايت الهى ، و مراد از هدايت ، علم از طريق حجت عقلى باشد ، و مراد از كتاب منير ، وحى الهى ، و از طريق نبوت باشد . و اين طرق سه گانه به سوى مطلق علم است كه يكى از راه عقل ، و دومى از راه چشم ، و سومى از راه گوش به دست مىآيد ، و اين همان است كه در آيه شريفه « وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا » « 3 » بدان اشاره مىكند ، و به هر حال خدا داناتر است .
هامش
( 1 ) كشف الكشاف .
( 2 ) منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 139 .
( 3 ) سوره اسرى ، آيه 36 .