تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
* ( « ثانِيَ عِطْفِه لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * . . . * ( عَذابَ الْحَرِيقِ » ) * كلمه : « ثنى » به معناى شكستن است و كلمه « عطف » - به كسر عين - به معناى پهلو است . و شكستن پهلو كنايه از روگرداندن است ، گويى كسى كه از چيزى روى مىگرداند ، يك پهلوى خود را خم مىكند و مىشكند . جمله * ( « لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه » ) * متعلق به جمله « يجادل » است ، و لام در آن براى تعليل است ، و معناى آن اين است كه : در باره خدا از روى جهل جدال مىكند و اظهار اعراض و استكبار مىكند ، تا به اين وسيله به غرض خود كه اضلال مردم است برسد ، و اينها همان رؤساى مشركين هستند كه ديگران از ايشان پيروى مىكنند . جمله * ( « لَه فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَنُذِيقُه يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ » ) * تهديد ايشان است به خزى ، يعنى خوارى و ذلت و رسوايى در دنيا - همانطور كه ديديم سرانجام كار مشركين قريش ، البته رؤساى ايشان به همانجا كشيده شد - و نيز تهديد به عذاب اخروى است . * ( « ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَأَنَّ اللَّه لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * كلمه « ذلك » اشاره به مطالبى است كه در آيه قبلى بود ، يعنى تهديد رؤساى مشركين به خوارى در دنيا و عذاب در آخرت . و حرف « باء » در جمله * ( « بِما قَدَّمَتْ » ) * باء مقابله است مثل بايى كه ما در جمله « بعث هذا بهذا - فروختم اين را در مقابل آن » مىآوريم . ممكن هم هست باء سببيت باشد . و معناى آيه بنا بر احتمال اول چنين مىشود آنچه تو از خزى و عذاب مىبينى سزاى همان كارهايى است كه در دنيا كردى . و بنا بر احتمال دومى : به سبب آن مجادله بدون علم و هدايت و كتاب كه در دنيا كردى و در باره خدا بدون علم و هدايت و كتاب اعراض و استكبار ورزيدى تا مردم را گمراه كنى اين خزى و عذاب را مىبينى . البته در اين كلام التفاتى از غيبت به خطاب به كار رفته تا ملامت و عتاب را بر آنان تسجيل كرده باشد . جمله * ( « وَأَنَّ اللَّه لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * عطف بر جمله * ( « بِما قَدَّمَتْ » ) * است و معنايش اين است كه : ( اينكه گفتيم آنچه مىبينى سزاى كرده هاى خود تو است ) بدان جهت است كه خدا بر بنده خود ظلم نمىكند بلكه با هر يك از آنان معامله اى مىكند كه خود مستحق آن باشند و با عمل خود و به زبان حال خواستار آن باشند . * ( « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّه عَلى حَرْفٍ . . . » ) * كلمه « حرف » و نيز كلمه « طرف » و كلمه « جانب » به يك معنا است . و كلمه « اطمينان » به معناى آرامش و سكونت است و « فتنة » به طورى كه گفته‌اند « 1 » به معناى محنت
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 149 و روح البيان ، ج 6 ، ص 11 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 493 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى