تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
اولش باطل شود و به ذات ديگرى مبدل گردد ، و حال آنكه قبلا روشن شد كه معناى تمثل اين نيست ، بلكه حفظ ذات و حقيقت ، و ظهورش بر خلاف آن است . آيه هم با كمك سياقى كه دارد ظاهر در اين است كه جبرئيل با تمثلش از حقيقت فرشتگى بيرون نيامد و بشر نشد ، بلكه در ادراك مريم به صورت بشر ظاهر گرديد ، نه فى نفسه و در خارج ، هم چنان كه نظيرش در نزول ملائكه كرام بر ابراهيم و بشارت دادن وى به ولادت اسحاق ، و نيز نزولشان بر لوط ( ع ) و ظهورشان به صورت بشر ، و نيز ظهور ابليس در جنگ بدر به صورت سراقة بن مالك ، با آنكه سراقه آن روز در مكه بود كه در آيه 48 سوره انفال بدان اشاره شده . و نظائر اين تمثل در روايات بسيار زياد است ، مانند ابليس كه در داستان « دار الندوة » ، كه مشركين براى كشتن رسول خدا ( ص ) مشورت مىكردند به صورت پير مردى سالخورده پيدا و متمثل شد و پيشنهاد جديد و تازه اى داد و همه پذيرفتند ، و نيز مانند تمثلش در روز عقبه به صورت منبه بن حجاج ، و تمثلش براى يحيى ( ع ) به صورتى عجيب و غريب ، و نيز مانند تمثل دنيا براى امير المؤمنين ( ع ) به صورت زنى زيبا و فتان ، و تمثل مال و اولاد و عمل آدمى در هنگام مرگ ، و تمثل اعمال آدمى در قبر و در روز قيامت ، و از همين قبيل است تمثلهايى كه در خواب ديده مىشود ، مانند تمثل دشمن به صورت سگ و يا مار و عقرب ، و تمثل همسر به صورت كفش ، و تمثل ترقى و علو مقام به صورت اسب ، و تمثل افتخار به صورت تاج ، و امثال اين گونه تمثلات . پس در اغلب اين موارد شخص متمثل به طورى كه شما خواننده ملاحظه مىكنيد اصلا فى نفسه و در خارج صورتى ندارد ، تا آن را گذاشته به صورتى ديگر در آيد ، و اين بهترين شاهد است بر اينكه اصل مبناى اشكالى كه شده و جوابى كه دادند غلط است . و اشكال دوم را پاسخ گفته‌اند به اينكه : اين اشكال اگر وارد باشد به هر حال وارد است ، چه ما تمثل را جائز بدانيم و چه ندانيم ، زيرا جائز هم ندانيم باز اشكال مىشود كه مگر خدا قادر نيست كسى را به صورت فلانى خلق كند ؟ خواهى گفت : آرى قادر است مىگويند پس از كجا قطع و اطمينان دارى كه اين شخص كه آمده همان زيد ديروزى است ، ممكن است خدا اين را به صورت او خلق كرده باشد ، و حتى كسى هم كه خدايى را قبول ندارد و همه حوادث را به اسباب طبيعى و يا مستند به اوضاع سماوى مىداند او هم احتمال مىدهد حوادثى پيدا شده باشد كه نتيجه اش پديدار شدن شخصى به مثل زيد باشد ، پس اين اشكال را همه بايد جواب دهند .