كسى را مىخواند كه ضررش از نفعش زودتر مىرسد ، و اين چه بد معبود و همدمى است كه او را بپرستند ( 13 ) .
خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند به بهشتهايى در آورد كه جويها در آن روان است كه خدا هر چه بخواهد مىكند ( 14 ) .
هر كه گمان دارد كه خدا پيغمبر را در دنيا و آخرت نصرت نمىدهد ريسمانى به آسمان كشد آن گاه آن را قطع كند و ببيند آيا نيرنگش آن چيزى را كه باعث خشم او شده از بين مىبرد ( 15 ) .
اين چنين ، قرآن را آيه هاى روشن نازل كرديم و خدا هر كه را كه خواهد هدايت كند ( 16 ) .
بيان آيات
اين آيات اصنافى از مردم را معرفى مىكند و مىفرمايد : بعضى مصر بر باطل ، و مجادله كنند ، در برابر حقند ، و بعضى در باره حق متزلزلند ، و بعضى ديگر مؤمنند . و در باره هر صنفى وصف الحالى ذكر مىكند : دسته اول و دوم را گمراه دانسته و گمراهيشان را بيان مىكند و از بدى سرانجامشان خبر مىدهد ، و صنف سوم را راه يافته در دنيا ، و متنعم در آخرت مىداند .
* ( « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّه بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ » ) * كلمه « مريد » به معناى پليد است . و بعضى « 1 » گفتهاند : به معناى كسى است كه يكسره و به كلى فاسد و از خير عارى باشد . و « مجادله در خدا بدون علم » به معناى اين است كه در مسائلى كه برگشتش به صفات و افعال خدا باشد سخنانى بر اساس جهل و بدون علم بزنند و در باره آن اصرار هم بورزند .
* ( « وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ » ) * - اين جمله بيان مسلك مشركين در اعتقاد و عمل است ، هم چنان كه جمله قبلى بيان مسلك ايشان در حرف زدن بود ، گويى كه فرموده : بعضى از مردم در باره خدا بدون علم حرف مىزنند و بر جهل خود اصرار هم مىورزند و به هر باطلى معتقد شده ، به آن عمل هم مىكنند ، و چون شيطان محرك و هادى آدميان به سوى باطل است پس در حقيقت اين گونه اشخاص به اغواى شيطان متمايل به وى شدهاند ، و در هر اعتقاد و عمل او را پيروى مىكنند .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 114 .