تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
ترجمه آيات و داوود و سليمان را به ياد آر آن لحظه كه در كار زراعتى كه گوسفندان قوم شبانه در آن چريدند داورى مىكردند و ما گواه داورى كردنشان بوديم ( 78 ) . و حكم حق را به سليمان فهمانديم و هر دو را فرزانگى و دانش داده بوديم و كوه ها را رام داوود كرديم كه ( با او ) تسبيح مىگفتند و پرندگان را نيز . آرى ما اين چنين كرديم ( 79 ) . و به سود شما ساختن زره را به دو تعليم داديم تا در جنگ شما را حفظ كند ، آيا سپاس ( اين نعمتها ) مىداريد ؟ ( 80 ) . باد سركش را براى سليمان رام كرديم در نتيجه به فرمان وى به سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم روان بود و ما به همه چيز داناييم ( 81 ) . و از ديوها افرادى را براى وى رام كرديم كه برايش غواصى و كارهايى غير آن كنند و ما نگهبانشان بوديم ( 82 ) . و ايوب را ياد آر آن زمان كه پروردگارش را ندا داد كه به محنت دچارم و تو از هر رحيمى رحيمترى ( 83 ) . پس ما اجابتش كرديم و محنتى را كه داشت بر طرف ساخته كسانش را باز داديم در حالى كه به اضافه كسانش كسان ديگرى نظير آنان ، با آنها بودند ( يعنى اگر مثلا دو تا از فرزندانش هلاك شدند آن دو را با دو فرزند ديگر به او داديم ) و اين رحمتى از ناحيه ما و اندرزى براى همه پرستشگران است ( 84 ) . و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل را ياد آر كه همه از صابران بودند ( 85 ) . كه آنان را مشمول رحمت خود كرديم چون از شايستگان بودند ( 86 ) . و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمىگيريم ، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا ! خدايى جز تو نيست ، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم ( 87 ) . پس اجابتش كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و مؤمنان را نيز چنين نجات مىدهيم ( 88 ) . و زكريا را ياد كن آن دم كه پروردگار خويش را ندا داد ، پروردگارا ! مرا تنها مگذار كه تو از همه بازماندگان بهترى ( 89 ) . پس اجابتش كرديم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم چون آنان به كارهاى نيك همى شتافتند و ما را با اميد و بيم همى خواندند و در قبال ما فروتن و خاشع بودند ( 90 ) . و آن زن را به ياد آر كه عفت خويش نگه داشت و از روح خويش در او دميديم و او را با پسرش
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 437 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى