تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
و در كتاب علل ، به سندى كه به عبد اللَّه بن هلال دارد ، از او روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : وقتى ابراهيم ( ع ) به آتش افتاد ، جبرئيل در هوا او را ديدار نموده گفت : آيا حاجتى دارى ؟ فرمود : به تو نه « 1 » . مؤلف : در عده اى روايات داستان پرتاب كردن او را به وسيله منجنيق ، از طرق عامه و خاصه وارد شده ، و همچنين اينكه جبرئيل به او گفت : آيا حاجتى دارى يا نه ، و پاسخى كه ابراهيم به وى داد . و در كتاب الدر المنثور است كه فاريابى و ابن ابى شيبه و ابن جرير ، از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده‌اند كه در ذيل آيه * ( « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً » ) * فرمود : آن چنان سرد شد كه سرما او را آزار داد ، تا وقتى كه خطاب شد « سلاما » كه از شدت آن كاسته شد ، و مطبوع و بىآزار گشت « 2 » .
و در كافى و عيون از حضرت رضا ( ع ) در حديثى كه راجع به امامت است آورده كه فرمود : سپس خداى عز و جل او را ( يعنى ابراهيم را ) اكرام كرد ، به اينكه او را امام قرار داد ، و امامت را در ذريه او ، يعنى اهل صفوت و طهارت از ايشان قرار داد و فرمود : * ( « وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإِيتاءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدِينَ » ) * ، و امامت هم چنان در ذريه او بود ، و هر يك از ديگرى ارث مىبرد ، و هم چنان قرن به قرن ، و دست به دست گشت تا رسول خدا ( ص ) آن را ارث برد ، و خداى تعالى در اين باره فرموده : « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوه وَهذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ » پس مساله امامت مقام خاصى است كه خدا به هر كه بخواهد روزى مىكند . بعد از رسول خدا ( ص ) على ( ع ) به امر خداى عز و جل متقبل آن شد ، و به همان رسم در ميان فرزندان آن جناب ، البته فرزندان اصفيايش كه خدا علم و ايمانشان داده بود : « قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّه إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ » بگرديد كه تا روز بعث در ميان فرزندان آن جناب هست ، چون بعد از رسول خدا ( ص ) ديگر پيغمبرى نخواهد بود « 3 » .
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ص 36 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 322 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 199 ، و عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 216 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 434 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى