استعمال كردند چون آنچه مايه تشخص شخصى انسانى است علم و حيات و قدرت است كه آن هم قائم به روح آدمى است و اين معنا در آيه شريفه « أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ » « 1 » و اين دو معنا يعنى معناى دوم و سوم در غير انسان يعنى نباتات و حيوانات به كار نرفته مگر از نظر اصطلاح علمى مثلا به يك گياه يا يك حيوان نفس گفته نمىشود و نيز به مبدأ مدبر جسم او كه جان او است نيز نفس گفته نمىشود ، بلكه گاهى هم كه به خون نفس مىگويند آن نيز براى اين است كه جان جانداران بستگى به آن دارد و از همين باب مىگويند فلان حيوان نفس سائله ( خون جهنده ) دارد و آن ديگرى ندارد .
و نيز در لغت در باره هيچ يك از ملك و جن كلمه نفس به دو اطلاق مذكور اطلاق نمىشود هر چند كه اعتقاد همه اين است كه ملائكه و جن نيز حيات دارند و نيز در قرآن كريم با اينكه صراحتا براى جن مانند انسان تكليف و مرگ و حشر قائل شده فرمود : « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » « 2 » و نيز فرموده : « فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ » « 3 » و نيز فرمود : « وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الإِنْسِ » « 4 » اين آن چيزى است كه از معناى نفس در عرف لغت به دست آمده .
و اما كلمه « موت » اين كلمه به معناى نداشتن حيات و آثار حيات از شعور و اراده است البته نداشتن كسى و چيزى كه مىبايست داشته باشد و قابليت داشتن آن را دارا باشد هم چنان كه خداى عز و جل فرموده : « وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ » « 5 » و در باره اصنام و بتها فرموده : « أَمْواتٌ « 6 » غَيْرُ أَحْياءٍ » « 7 » البته براى اين كلمه معانى ديگرى نيز هست يكى معناى فلسفى كه موت را عبارت مىدانند از مفارقت روح از بدن و قطع علاقه تدبيرى آن و ديگرى
هامش
( 1 ) جانهايتان را از بدن بيرون كنيد تا به عذاب خوارى كيفر شويد . سوره انعام ، آيه 93 .
( 2 ) جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند . سوره ذاريات ، آيه 56 .
( 3 ) در امتهايى از جن و انس كه قبل از ايشان بودند . سوره احقاف ، آيه 18 .
( 4 ) و وقتى همه را محشور كرد مىفرمايد اى گروه جن شما از انس فزونى گرفتيد . سوره انعام ، آيه 128 .
( 5 ) نخست مردگانى بوديد كه خدا زنده تان كرد و باز مرده تان مىكند . سوره بقره ، آيه 28 .
( 6 ) اگر در باره بتها به اينكه استعداد حيات و قابليت آن را ندارند اطلاق به موت كرده و فرموده :
* ( « أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ » ) * براى اين است كه قرآن كريم همواره با بتها معامله ذوى العقول نموده زنده شان فرض مىكند . ( مترجم ) .
( 7 ) اينها مرده و از حيات بىبهرهاند . سوره نحل ، آيه 21 .